زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٦٣ - (مهاجرت به حبشه و تصديق نجاشى حضرت رسول
موقعى كه بر نجاشى وارد شدند، مقدارى هدايا نيز با خود داشتند، عمرو گفت: اى ملك عدهاى از خويشاوندان ما با دين و عقيده ما مخالفت كردند و نزد شما آمدند، اكنون آنها را بما بازگردان، نجاشى فرستاد جعفر را حاضر كردند و گفت:
يا جعفر! اينها ميگويند من شما را به آنان تحويل دهم.
جعفر گفت: اى ملك از اينها بپرس آيا ما عبد آنها هستيم؟ عمرو گفت: اينها آزاد هستند و از بزرگان ما ميباشند، بار ديگر جعفر گفت: از اينها بپرس آيا آنان از ما مطالباتى دارند؟ گفت: ما از اين اشخاص طلبى نداريم، گفت: از اينها سؤال كن كه ما از خويشاوندان آنان كسى را كشتهايم كه از ما خون آنها را ميخواهند؟
عمرو گفت: ما از اينها خونى طلب نداريم.
جعفر گفت: پس شما از ما چه ميخواهيد؟! عمرو عاص گفت: اينها با دين ما مخالفت كردند و خدايان ما را فحش دادند، و جوانان ما را از راه بيرون نمودند و اجتماع ما را از هم پراكنده ساختند، اكنون اينها را به مملكت خودمان برگردان تا با هم زندگى كنيم.
جعفر گفت: اى ملك مخالفت ما با اين گروه از اين جهت است كه خداوند پيغمبرى را در ميان ما برانگيخت، اين پيغمبر ما را از شرك و بتپرستى و افعال زشت بازداشت، و به اداء نماز و زكاة امر كرد، ظلم و ستم و خونريزى و زناء و ربا و خوردن خون و ميته را حرام كرد، و به عدل و احسان و دستگيرى از خويشاوندان فرمان داد، و از ارتكاب فحشاء و منكر و جنايت و عناد نهى فرمود.
نجاشى گفت: خداوند عيسى ٧ را نيز براى همين امور مبعوث كرد، پس از اين گفت: يا جعفر! آيا از گفتارهاى خداوند كه بر پيغمبر شما نازل گرديده چيزى بخاطر داريد؟ گفت: آرى، نجاشى گفت: اكنون برايم مقدارى از آنها را بخوان.
جعفر سوره مريم را براى نجاشى خواند هنگامى كه به اين آيه شريفه رسيد:
وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا* فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً نجاشى گريه كرد و گفت: به خدا سوگند اين دين حق است، عمرو عاص گفت: اى