زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٦٤ - (مهاجرت به حبشه و تصديق نجاشى حضرت رسول
ملك اين شخص دين ما را ترك گفته اينك او را بما برگردان تا او را به شهر خود ببريم در اين هنگام نجاشى با دست خود به چهره عمرو زد و گفت: اگر او را به بدى ياد كنى تو را خواهم كشت، عمرو عاص در حالى كه خون از صورتش روان بود گفت: اى ملك اگر اين همان گونه است كه شما بيان ميكنيد ما متعرض او نخواهيم شد، و پس از اين جريان از نزد نجاشى بيرون شد.
هنگامى كه عمرو عاص و عمارة بن وليد در كاخ نجاشى بودند، يكى از كنيزان ملك بالاى سرش ايستاده و از وى محافظت ميكرد، او در اين وقت به عمارة بن وليد كه جوانى زيبا بود نگاه ميكرد، عمرو عاص پس از اينكه به منزل آمد به عماره گفت اگر براى كنيز ملك مراسلهاى بفرستى تو را اجابت خواهد كرد، عماره هم اين عمل را انجام داد و كنيز هم پاسخ مساعد داد، عماره گفت: اينك آن كنيز جواب مرا داده است.
عمرو عاص گفت: براى او سفارش كن مقدارى از عطر مخصوص ملك را براى شما بفرستد، عماره نيز اين موضوع را به كنيز نجاشى اطلاع داد و او نيز حاجت او را برآورد، عمرو عاص اين عطر را از عماره گرفت، چون عمرو از جريان كشتى راجع به عماره كينه در دل گرفته بود، لذا ميخواست موقع فرصت از وى انتقام بگيرد براى همين جهت هنگامى كه عطر مخصوص ملك توسط كنيز وى براى عماره فرستاده شد و بدست عمرو افتاد خواست از اين فرصت استفاده كند و انتقام خود را از عماره بگيرد لذا فورا عطر را برداشت و نزد نجاشى رفت، و گفت: اى ملك ما از هنگامى كه به خدمت شما رسيدهايم جز احترام و پذيرائى چيزى نديدهايم، و لازم بود كه در مقابل اين همه عواطف و احترام كه از ناحيه ملك بما شده، نسبت بوى خيانتى از ما ظاهر نشود.
اكنون رفيق و همراه من نسبت به ملك خيانت كرده، و با كنيز شما ارتباط برقرار كرده است، اينك براى شاهد قضيه اين مقدارى از عطر مخصوص ملك است كه براى عماره فرستاده، عمرو عاص عطر شاه را بوى نشان داد.