زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٧٨ - (دلائل حضرت صاحب الامر
دست تو امانت است به برادرانت كه از اهل حق هستند برسان.
١٧- و از على بن محمد رازى روايت كرده كه گفت: گروهى از اصحاب گفتهاند حضرت مهدى ٧ غلامى براى عبد اللَّه بن جنيد در واسط فرستادند و او را امر كردند تا آن غلام را بفروشد، عبد اللَّه غلام را فروخت و پولش را هم گرفت، هنگامى كه دينارها را وزن كرد هژده قيراط و يك حبه كم آمد، و كسرى را از مال خود وزن كرد و روى او گذاشت و خدمت حضرت ارسال نمود، پس از چندى دينارى كه وزن او هژده قيراط و يك حبه بود براى عبد اللَّه فرستادند.
١٨- و از ابو جعفر محمد بن على اسود روايت كرده كه ابو جعفر عمرى براى خود قبرى كنده بود و انتظار مرگ را داشت، من از وى جريان پرسيدم گفت: حضرت صاحب الامر ٧ مرا امر كرده است كه خود را براى مرگ آماده سازم، و پس از دو ماه درگذشت.
١٩- و از محمد بن على اسود روايت ميكند كه على بن الحسين بن بابويه به من گفت: كه توسط ابو القاسم حسين بن روح از حضرت بقية اللَّه ٧ درخواست كنم تا به من فرزندى مرحمت كند من هم درخواست على بن حسين را به او رسانيدم و پس از چندى گفت: سفارش شما را در مورد على بن الحسين رسانيدم و بزودى خداوند به او فرزندى عطا خواهد كرد كه اهل بركت خواهد بود، و پس از او هم داراى اولادى ميگردد ابو جعفر گويد: از وى خواهش كردم در مورد من هم اين چنين دعائى بكند گفت: من قادر نيستم اين پيشنهاد را خدمت حضرت بنمايم، راوى گويد: در همان سال خداوند محمد را به على بن الحسين بخشيد و پس از آن هم فرزندانى ديگر براى او متولد شدند و ليكن از من فرزندى نيامد.
شيخ ابو جعفر صدوق گويد: هنگامى كه محمد بن على اسود مرا در مجلس درس ابن الوليد مشاهده ميكرد ميگفت: اين رغبتى كه تو در تحصيل علم نشان ميدهى براى اين است كه حضرت بقية اللَّه در باره تو دعا كرده است.
٢٠- و از احمد بن ابراهيم بن على روايت كرده كه گفت: در بغداد خدمت