زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٨٧ - (ادله امامت حضرت عسكرى
بودند و امام هادى ٧ روى آن نشسته بود و مردم هم پيرامون وى را گرفته بودند.
راوى گويد: ما اندازه كرديم در حدود يك صد و پنجاه مرد از آل ابى طالب و بنى عباس در خدمت آن حضرت بودند، جزو گروهى از مواليان و ساير طبقات مردم، در اين هنگام حسن بن على فرزندش در حالى كه پيراهنش را از جلو پاره كرده بود ظاهر شد، پدرش بر وى نگريست و فرمود: اى پسرم اينك خداوند را سپاسگزارى كن براى اين امر تازهاى كه در عهده شما گذاشته.
پسر جوانش از شنيدن اين كلام گريه كرد و كلمه استرجاع بر زبان راند، و فرمود: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ*، و سن شريف او در اين وقت بيست سال ميشد، ما در اين روز وى را شناختيم و يقين كرديم كه پدرش با اين اشاره وى را بعنوان امامت به مردم معرفى كردند.
٨- شاهويه بن عبد اللَّه بن جلاب گويد: حضرت ابو الحسن ٧ براى من نوشتند كه تو اراده نمودى از امام بعد از ابو جعفر پرسش كنى و از اين موضوع در اضطراب هستى، و ليكن مضطرب نباش خداوند مردم را پس از هدايت سرگردان نميكند تا حقائق را براى آنان روشن كند و ترس و اضطراب را از آنها دفع نمايد، اينك امام شما بعد از من فرزندم ابو محمد است، و احتياج شما در نزد اوست.
٩- ابو بكر فهفكى گويد: حضرت ابو الحسن هادى براى من نوشتند: فرزندم ابو محمد پاكدلترين و خالصترين آل محمد است و برهان و حجت او از همه قويتر ميباشد، و او بزرگترين فرزند و جانشين من خواهد بود ودائع امامت و احكام آن بوى منتهى خواهد شد، هر چه ميل دارى از وى سؤال كن زيرا كليه احتياجات تو در نزد او موجود است، و آلات و ادوات امامت هم در نزد وى خواهد بود.
١٠- يحيى بن يسار قنبرى گويد: حضرت ابو الحسن ٧ قبل از چهار ماه از وفاتش بفرزندش وصيت كرد، و او را براى امامت معرفى نمود، مرا با گروهى از مواليان و خدمتگزاران بر اين موضوع گواه گرفت.
١١- ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى گويد: از حضرت ابو الحسن ٧ شنيدم