زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٣٠ - (نصوص داله بر امامت حضرت رضا
گردم اختيار در دست شما است و ليكن من خرج راه را ندارم فرمود: سبحان اللَّه ما شما را به سختى دعوت نميكنيم، ما از مدينه بيرون شديم و بطرف مكه حركت كرديم.
در اين هنگام به محل مخصوصى كه با پدرش گفتگو ميكرديم رسيديم، فرمود اى يزيد تو در اينجا خير زيادى را مشاهده كردهاى گفتم: آرى و سپس داستان را براى آن جناب نقل كردم، فرمود: اما جاريه هنوز نيامده است و هر گاه آمد سلام تو را بوى خواهم رسانيد، پس از اين حركت كردند تا آنگاه كه به مكه رسيدند.
حضرت رضا ٧ در اين سال جاريه معهوده را خريدند، و پس از گذشتن زمان معينى حامله شد و فرزندى آورد، يزيد گويد: برادران على ميخواستند ارث او را ببرند و مرا بدون جهت دشمن ميداشتند، اسحاق بن جعفر ميگفت: به خداوند سوگند من او را ديدم در جاى ابو ابراهيم مىنشست، در حالى كه ما قادر نبوديم در آن جا بنشينيم ١٢- ابن سنان گويد: قبل از اينكه حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام به عراق حركت كند خدمتش رسيدم و على فرزندش هم در نزد او نشسته بود، حضرت فرمود: اى محمّد در اين سال حوادثى پيش آمد خواهد كرد و ليكن شما ناراحت نشويد، گويد: عرض كردم: مرا ناراحت ساختى جانم قربانت گردد چه پيش آمدى خواهد شد؟.
فرمود: مرا پيش اين ستمگر خواهند برد و ليكن وى نخواهد توانست بر من ضررى وارد سازد و بدى بمن برساند، و پس از اين مرتبه هم از دست وى در امان خواهم بود، گويد: عرض كردم: چه خواهد شد فدايت گردم؟ فرمود: خداوند گمراهان را به حال خود واگذار خواهد كرد و مشيت خود را بعمل خواهد رسانيد، گويد عرض كردم: مطلب چيست؟ فرمود: هر كس منكر امامت اين فرزندم گردد، و حق او را غصب كند مانند كسى است كه حق على ٧ را بعد از رسول خدا غصب كرد.
راوى گويد: عرض كردم: به خداوند سوگند اگر خداوند به من عمر بدهد و زمان او را درك كنم حق او را تسليم خواهم كرد و به امامت او اعتقاد پيدا خواهم نمود فرمود: راست گفتى اى محمد خداوند عمر شما را تمديد ميكند و او را درك ميكنيد