زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٢٨ - (نصوص داله بر امامت حضرت رضا
ابو عماره من از منزلم بيرون شدم و به فرزندم وصيت كردم و در ظاهر قضيه فرزندان ديگرم را هم در وصيت شركت دادم، و در باطن وصيت خود را به فرزندى كه مخصوص اين امر است انجام دادهام، و اگر چنانچه اختيار در دست من بود فرزندم قاسم را كه خيلى به وى علاقه دارم وصى خود قرار ميدادم و امر امامت را در اختيار او ميگذاشتم و ليكن اختيار امامت در دست خداوند است و حضرت رسول و جدم على بن ابى طالب او را به اين امر منصوص كردهاند و حتى امامان بعد از وى را هم معرفى نمودهاند و ما جز تبعيت از روايات حضرت رسول ٦ كار ديگرى نميتوانيم انجام بدهيم.
من در خواب خدمت حضرت رسول ٦ رسيدم و در نزد آن جناب شمشيرى و عصائى و انگشترى و كتابى و عمامهاى را مشاهده كردم، عرض نمودم يا رسول اللَّه اينها براى چيست؟ فرمود: اما عمامه سلطنت خداوند است، و شمشير عزت اوست، كتاب نور او و عصا قوت او و انگشتر تمام اينها را در بر دارد.
پس از اين فرمود: اينك اختيار از دست تو خارج شده و ديگرى بايد امام را انتخاب كند، عرض كردم او را به من نشان دهيد، حضرت رسول فرمود: من هيچ يك از امامان را نديدم كه مانند تو ناراحتى بكشند، تو دوست داشتى اسماعيل را براى امامت انتخاب كنى زيرا كه او را از همه فرزندانت بيشتر دوست داشتى، و ليكن اختيار انتخاب امام در دست خداوند است.
حضرت موسى بن جعفر پس از اين فرمود: من جميع فرزندانم را چه آنها كه حيات داشتند و چه آنان كه مرده بودند مشاهده كردم، در اين ميان امير المؤمنين ٧ فرمودند: اين يكى سيد و سرور آنها است، در اين هنگام اشاره به علي كردند، اينك وى از من است و من هم از وى، و خداوند هم با نيكوكاران است.
بعد از اين فرمود: اى يزيد اين كلمات نزد تو وديعه است نبايد اينها را بكسى اطلاع بدهى مگر داراى عقل باشند و يا بندگانى كه آنها را براستى بشناسى، و اگر چنانچه براى شهادت از تو اين مطالب را خواستند در شهادت مجاز هستى زيرا خداوند فرموده و امر كرده امانات را به اهلش برگردانيد، و هم چنين گفته: كدام كس ستمش