زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤١٧ - (مناقب حضرت موسى بن جعفر
تو بعنوان اكفاء رضايت ندادند.
مشركين قوم من در جنگ بدر گفتند: اى محمّد اكفاء ما را بيرون كن تا با آنان جنگ كنيم، و اگر چنان كه با شهرت ميل دارى با من مفاخره كنى، ما آن كسانى هستيم كه خداوند در نماز واجبه فريضه كرده تا مردم بر ما صلوات بفرستند و مقصود از «آل محمّد» در صلوات ما هستيم، اكنون دست از لگام الاغ برداريد، وى دست خود را برداشت در حالى كه دستش ميلرزيد، و با سرافكندگى برگشت؛ عبد العزيز گفت: من بشما اظهار نكردم با اين مرد سخن نگو؟!.
٥- ابو حنيفه نعمان بن ثابت گويد: من وارد مدينه شدم و نزد حضرت صادق ٧ رفتم، پس از اينكه سلام كردم و از منزلش بيرون شدم، پسرش موسى را ديدم كه در دهليز خانه در مكتب خود نشسته و هنوز كودك بود، گفتم: مرد غريب هنگامى كه نزد شما باشد در كجا قضاى حاجت ميكند؟ وى بمن نگريست و سپس گفت: از ميان آبها و زير درختان ميوهدار، و پشت ديوار خانهها، و راههاى كاروان رو، و مسجدها اجتناب كن و بعد از اين مكانها در هر كجا ميل دارى قضاى حاجت كن.
هنگامى كه اين سخن را شنيدم وى را باهوش يافته و در دلم عظمت پيدا كرد، گفتم: قربانت گردم، معصيت از كدام ناحيه است؟ وى بمن نگريست و بعد گفت:
بنشين تا شما را مطلع كنم، من هم نشستم، فرمود: معصيت اگر از ناحيه خداوند باشد وى عادلتر است از اينكه بندگان خود را مؤاخذه كند از گناهانى كه آنان مرتكب نشدهاند.
و اگر چنان كه از ناحيه خداوند و عبد باشد در اين صورت خداوند با وى شريك است، و خداوند قوى اولى است كه بنده ضعيف خود را ملاحظه كند، و اگر چنانچه معصيت از طرف عبد است به تنهائى پس بنا بر اين امر و نهى بر او مترتب است و ثواب و عقاب متوجه او خواهد بود و بهشت و دوزخ هم براى اين آفريده شده، هنگامى كه اين مطالب را از وى شنيدم با خود گفتم «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ».
پس از اين موسى بن جعفر در اين باره اشعار ذيل را به نظم آورده و گفتند: