زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٩٨ - (اولاد حضرت صادق
من و إمام من، اى رازق من و امام من، اكنون امام مرا از من راضى كن.
رواياتى كه از آن جناب ذكر شده و علوم فراوانى كه از وى رسيده و حكمتهائى كه از او اخذ شده بيشتر از اين است كه در اين كتاب بگنجد، و ما بهمين اندازه اكتفاء ميكنيم خداوند اسباب توفيق و راه صواب را براى ما فراهم كند
(اولاد حضرت صادق ٧)
اسماعيل و عبد اللَّه و ام فروه كه مادر آنها فاطمه دختر حسين بن على بن الحسين بود موسى، و اسحاق، و فاطمه، و محمد كه از ام ولدى بنام حميدة البربرية متولد شدند و عباس، و على، و اسماء كه هر كدام از مادرى متولد گرديدند.
و اما اسماعيل كه بزرگترين فرزندان حضرت صادق ٧ بود، فوق العاده مورد مهر و علاقه پدرش بودند، گروهى از شيعيان در زمان حضرت صادق معتقد بودند كه اسماعيل جانشين پدرش ميباشد، زيرا كه پدر بوى علاقه داشت و او را از فرزندان ديگرش بيشتر مورد لطف و احسان قرار ميداد، و ليكن اسماعيل در زمان حيات پدرش از دنيا رفت.
اسماعيل در ناحيه عريض ديده از جهان پوشيد و مردم او را روى دوش خود تا مدينه آوردند، امام صادق سلام اللَّه عليه در مرگ اين فرزندش بسيار بيتابى ميكرد و در پيشاپيش جنازه او بدون كفش حركت مينمود، و امر كرد جنازه او را بر زمين گذاشتند و كفن را از روى او برداشت و به وى نگاه كرد.
علت اين امر براى اين بود كه حضرت بدين وسيله مرگ او را اعلان كرد تا كسانى كه وى را جانشين پدرش ميدانستند از شبهه بيرون شوند و بمرگ آن يقين پيدا كنند، سپس جنازه او را در بقيع دفن كردند، و چون وى از دنيا رفت كسانى كه به امامت او اعتقاد داشتند از عقيده خود دست برداشتند، و ليكن گروهى از مردم كه از نزديكان پدر او نبودند ميگفتند: وى نمرده است.
پس از وفات حضرت صادق ٧ دستهاى از اين جمعيت به امامت موسى بن جعفر