زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٨٣ - (معجزات و اخبار از غائبات)
حضرت فرمود: اين دعاى جدم علي بن الحسين عليهما السّلام است گفتم: قربانت گردم آن دعا كدام است؟ فرمود: «يا عدّتى عند شدّتى و يا غوثى عند كربتى احرسني بعينك التى لا تنام و اكنفنى بركنك الذى لا يرام» ربيع گويد: من اين دعا را حفظ كردم و هر گاه برايم پيش آمد سختى ميشد او را قرائت ميكردم خداوند مرا نجات ميداد.
ربيع گفت: بجعفر بن محمد عرض كردم: چرا آن مرد ساعى را نگذاشتى بطرز معمول بنام خداوند سوگند ياد كند؟ فرمود: من ديدم اگر وى خداوند را بتوحيد و يگانگى بخواند و او را تمجيد كند خداوند بر او ترحم خواهد كرد و عقوبت او را تأخير خواهد انداخت و لذا باين طرز كه مشاهده كردى وى را سوگند دادم و خداوند هم او را بلافاصله بسزايش رسانيد.
از اين گونه روايات كه دلالت بر معجزات و كرامات حضرت صادق ٧ دارد در كتب اخبار زياد است و ما اكنون چند روايت ديگر را كه مربوط باخبار از آينده است ذيلا ذكر ميكنيم.
١- ابو الفرج اصبهانى در كتاب مقاتل آل ابى طالب بسند خود روايت ميكند كه گروهى از بنى هاشم مانند ابراهيم بن محمد بن علي بن عبد اللَّه بن عباس، و ابو جعفر منصور، و صالح بن علي، و عبد اللَّه بن حسن بن حسن و دو فرزندش محمد و ابراهيم در ابواء اجتماع كردند.
در اين هنگام عبد اللَّه بن حسن برخاست و گفت: اين فرزندم همان مهدى است اينك برخيزيد و با او بيعت كنيد، ابو جعفر گفت چرا خود را گول ميزنيد به خداوند سوگند مردم بطرف كسى نخواهند رفت و پاسخ احدى را نخواهند داد مگر به اين جوان- مقصودش محمد بن عبد اللَّه بود- پس از اين همگان با وى بيعت كردند.
بعد از اين جريان دنبال حضرت صادق ٧ فرستادند و او را بمجلس خود دعوت كردند امام صادق ٧ آمد و عبد اللَّه بن حسن او را در پهلوى خود جا داد، و همان گفتار قبلى خود را تكرار كرد، حضرت فرمود: اين عمل را انجام ندهيد زيرا بنتيجه نخواهد رسيد اگر چنانچه پنداشتهاى كه فرزندت همان مهدى است كه ظهور خواهد كرد، در اينجا