زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٨١ - (معجزات و اخبار از غائبات)
رفت و آمد ميكردم، يكى از روزها وارد بصره شدم و نزد محمد بن سليمان كه والى بصره بود رفتم، در اين هنگام وى نامهاى بدستم داد و گفت: اى شهاب خداوند تو را پاداش دهد در وفات امامت جعفر بن محمد.
گويد: من متذكر گفتار امام ٧ شدم و گريه گلوى مرا گرفت و اشكم سرازير شد بلافاصله از نزد وى بيرون شدم و به منزلم آمدم و بر حضرت صادق گريستم.
٨- اسحاق بن عمار گويد: به حضرت صادق ٧ عرض كردم: ما اموالى داريم كه با مردم بوسيله آنها معامله ميكنيم، و ميترسيم اگر براى ما پيش آمدى شود اموال در دست مردم بماند، امام ٧ فرمود: در اول هر يكى از ماههاى ربيع حساب خود را رسيدگى كن، على بن اسماعيل گويد: اسحاق در ماه ربيع از دنيا رفت.
٩- احمد بن قابوس از پدرش از امام صادق ٧ روايت كرده كه گروهى از مردم خراسان خدمت آن جناب رسيدند، حضرت قبل از اينكه آنها سؤال كنند فرمود: هر كس از راه غير مشروع ثروتى جمع كند خداوند او را در مهلكه خواهد انداخت، گفتند قربانت گرديم، ما معنى اين كلام را درك نكرديم فرمود: از باد آيد بدم شود.
١٠- روايت شده كه داود بن على حاكم مدينه معلّى بن خنيس خدمتكار حضرت صادق را گرفت و پس از اينكه اموال او را ضبط كرد وى را بقتل رسانيد، حضرت صادق ٧ در حالى كه ردايش بر زمين كشيده ميشد نزد او رفت و فرمود: خدمت كار مرا كشتى و اموال او را گرفتى، ندانستى كه آدمى با حال مصيبت ميتواند بخواب رود، ليكن در حال جنگ خواب نميتواند بكند، بخداوند سوگند در حق تو نفرين خواهم كرد.
داود بن علي مثل اينكه امام ٧ را استهزاء كند گفت: ما دعاى تو را در باره خود شنيديم، حضرت از منزل او مراجعت كرد و آن شب را تا صبح بخواب نرفت و همواره نماز و دعا ميخواند در هنگام سحر شنيدند كه آن جناب در مناجات خود ميگويد:
«يا ذا القوة القوية، و يا ذا المحال الشديد، و يا ذا العزة التى كل خلقك لها ذليل، اكفنى هذه الطاغية و انتقم لى منه» لحظهاى نگذشت كه ناگهان فريادى از منزل داود بن علي بلند شد و گفتند: وى درگذشته است.