زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٣٩ - (شهادت حضرت سيد الشهداء
ندامت خواهد شد شما پس از اينكه گفتههاى مرا استماع كرديد مأموريت خود را انجام داده و مرا مهلت ندهيد، وليّ من خداونديست كه قرآن را فرستاد و او صالحين را دوست دارد.
در اين هنگام كه سيد الشهداء ٧ در مقابل آنان قرار داشت خطبه بليغى قرائت كرد كه فصيحتر از آن بنظر نميرسيد و در خطبه پس از ستايش پروردگار و درود بر حضرت رسول ٦ فرمود: اكنون مرا بشناسيد و ببينيد من كه هستم پس از آن بخود مراجعت كنيد و ببينيد كشتن من سزاوار است و هتك من جايز است آيا من فرزند دختر پيغمبر و فرزند وصىّ او نيستم كه اولين مؤمن و مصدّق پيغمبر و قرآن بود آيا حمزه سيد الشهداء عموى پدرم نيست و جعفر طيار عموى من نميباشد آيا بشما نرسيده است كه حضرت رسول در باره من و برادرم فرموده اين دو فرزند من سيد جوانان اهل بهشت هستند اكنون تصديق كنيد حرفهاى مرا كه همهاش حق است.
بخداوند سوگند از روزى كه گناه دروغ گفتن را دانستهام سخن كذب بر زبان جارى نكردهام و اگر چنانچه گفتار مرا باور نداريد اينك از اصحاب حضرت رسول كه در ميان شما هستند مانند جابر بن عبد اللَّه انصارى، ابو سعيد خدرى، سهل بن سعد ساعدى زيد بن ارقم و انس بن مالك قضيه را بپرسيد آنان شما را از صدق اين مقال مطلع خواهند كرد، آيا اين حديث شما را منع نميكند از اين كه ميخواهيد خون مرا بريزيد.
شمر بن ذى الجوشن گفت: خداوند را بشك عبادت كرده باشد اگر كسى بداند تو چه ميگوئى حبيب بن مظهر گفت: بخداوند سوگند من شما را مىبينم كه هفتاد مرتبه خدا را در حال شك و ترديد عبادت كردهاى و من مىدانم كه تو در اين گفتارت راست ميگوئى، و نميدانى چه بر زبان جاري ميسازى زيرا خداوند بر ديده قلبت مهر زده است و تو از درك حقائق عاجز هستى سيد الشهداء ٧ فرمود اگر اين روايات را قبول نداريد از اين كه من فرزند پيغمبر هستم شكى نداريد، واى بر شما مگر كسى از شما را كشتهام كه خون وى را از من مطالبه ميكنيد، و يا مال كسى از شما را خوردهام كه از من مطالبه مال مى