زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٣٨ - (شهادت حضرت سيد الشهداء
پس از اين سيد الشهداء ٧ بطرف ياران خود بيرون شد و آنان را امر كرد خيمههاى خود را نزديك يك ديگر قرار دهند و از يكسو با دشمن جنگ كنند و خيمهها را پشت سر قرار دهند، بعد از اين بخيمه مخصوصش مراجعت كرد و تمام شب را بنماز و استغفار گذرانيد و ياران آن جناب هم بوى اقتداء كردند و بنماز و دعا پرداختند هنگامى كه صبح دميد ياران خود را در صفوف منظمى قرار داد و اين عمل پس از اداء نماز صبح انجام گرفت در اين هنگام سى و دو نفر سواره و چهل نفر پياده در خدمت او بودند زهير بن قين را در ميمنه و حبيب بن مظهر را در ميسره گذاشت و پرچم را بدست برادرش عباس داد و خيمها را پشت جبهه قرار دادند بعد از اين امر كردند مقدارى هيزم آوردند و در خندقى كه در اطراف خيمهها كنده شده بود آتش زدند از آن طرف عمر بن سعد اصحاب خود را جمع كرد بر ميمنه لشكر عمرو بن حجاج را گذاشت و شمر بن ذى الجوشن را در ميسره قرار داد فرماندهي سواران را بعروة بن قيس واگذار كرد و شبث بن ربعى را بپيادگان گماشت، و اين جريان در روز جمعه و يا شنبه اتفاق افتاد.
در اين هنگام كه صفوف طرفين منظم شد شمر بن ذى الجوشن گفت: يا حسين قبل از روز قيامت آتش روشن كردهاى؟! سيد الشهداء ٧ فرمود اى فرزند زن بزچران تو اولى هستى كه در آتش جهنم بسوزى، مسلم بن عوسجه قصد كرد تيرى بطرف او بيندازد سيد الشهداء ٧ وى را منع كرد گفت بمن اجازه بدهيد اين فاسق را با تير بزنم زيرا وى اكنون هدف تير واقع شده امام ٧ فرمود من دوست ندارم قبل از آنها شروع بجنگ كنم.
بعد از اين سيد الشهداء فرمود مركبم را حاضر كنيد سپس سوار شدند و با فرياد بلندى كه همگان صداى او را ميشنيدند آن قوم را مخاطب ساخته و گفت: اى گروه مردم سخنان مرا بشنويد و در كشتن من عجله نكنيد تا شما را موعظه كنم و جريان كارم را توضيح دهم اگر انصاف بدهيد خوشبخت خواهيد شد و اگر مطلبم را قبول نكرديد آن وقت تصميم بگيريد تا بدون تحقيق در خون من شركت نكنيد كه بعدا موجب