زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣١١ - (مناقب و فضائل حضرت سيد الشهداء
(مناقب و فضائل حضرت سيد الشهداء ٧)
١- يعلى بن مرة گويد: از حضرت رسول ٦ شنيدم ميفرمود: حسين از من است و من از حسين خداوند را دوست دارد آن كس كه حسين را دوست بدارد، حسين يكى از اسباط است.
عبد اللَّه بن ميمون قداح از حضرت صادق ٧ روايت ميكند كه آن جناب فرمود حسنين در خدمت حضرت رسول كشتى گرفتند پيغمبر فرمود: يا حسن زود حسين را بگير، فاطمه عليها السّلام گفت: كوچكى را بر بزرگى تحريك ميكنى؟! فرمود: اينك جبرئيل است حسين را بر حسن تحريص ميكند.
٢- ام الفضل گويد: بر حضرت رسول ٦ وارد شدم و عرض كردم يا رسول اللَّه ديشب خواب بدى ديدم، فرمود: در خواب چه ديدى؟ عرض كردم: خواب بسيار سختى ديدم، فرمود: خوابت چيست؟ عرض كردم در خواب مشاهده كردم پاره از بدنت جدا شد و بر دامنم افتاد.
پيغمبر فرمود: خواب خوبى ديدهاى، در همين زودى فاطمه پسرى خواهد آورد و تو او را در دامن ميگيرى، پس از چندى حسين ٧ متولد شد و من او را در دامن گرفتم همان گونه كه حضرت رسول فرموده بود، ام الفضل گويد: در يكى از روزها خدمت پيغمبر رسيدم در حالى كه حسين را روى زانوى خود گرفته بود.
در اين هنگام متوجه شدم ديدگان آن حضرت پر از اشك شد، گفتم پدر و مادرم فدايت گردد چرا بگريه افتادى؟ فرمودند: جبرئيل آمد و به من اطلاع داد كه در همين زودى امت من او را خواهند كشت، و مقدارى از خاك آن زمين را كه حسينم در آنجا شهيد خواهد شد براى من آورد.
٣- در مسند حضرت رضا ٧ از حضرت سجاد و او از اسماء بنت عميس روايت كرده كه وى گفت: پس از اينكه حسن ٧ متولد شد حسين بدنيا آمد، روزى حضرت رسول آمدند و به من فرمودند فرزندم را نزد من بياور، من حسين را خدمت