زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٩٣ - مباهله نصاراى نجران با حضرت رسول
در حالى كه دست دو كودك خود را در دست داشتند بسوي محل مباهله روان شدند.
در اين هنگام كه چشم اين دو نفر به حضرت رسول و اهل بيتش عليهم السّلام افتاد از ابو حارثه پرسيدند اين عده كه همراه محمد آمدهاند با وى چه نسبتى دارند، گفت يكى از آنان پسر عم و داماد اوست، ديگرى دخترش فاطمه است، و آن دو كودك هم فرزندان دختر او ميباشند، اين جماعت كه اكنون با وى همراهى ميكنند از عزيز ترين و گرامىترين خاندان او هستند.
در اين هنگام حضرت رسول ٦ پيش آمد و با طرز مخصوصى جلوس فرمود ابو حارثه گفت: به خداوند سوگند اين طرز نشستن پيغمبران است، و انبياء در هنگام مباهله با اين هيئت جلوس ميكنند «عاقب» از اين مطلب سخت ناراحت شد و از مباهله دست كشيد.
«سيد» گفت: يا ابا حارثه شما پيش آييد و با وى مباهله كنيد، ابو حارثه پاسخ داد: من در چهره اين مرد جز صداقت و راستگوئى چيز ديگرى مشاهده نميكنم و اين مرد اكنون با تمام قواى خود در مباهله حاضر شده است و من هرگز با وى مباهله نخواهم كرد، زيرا بيم دارم وى راستگو باشد و در نتيجه ما و تمام نصرانيان از بين برويم.
راوى گويد: اگر نصرانيان با آن جناب مباهله ميكردند همگان گرفتار عذاب و خشم پروردگار قرار ميگرفتند، آنان پس از اين جريان عرض كردند: يا ابا القاسم ما با شما مباهله نميكنيم و ليكن حاضريم با هم مصالحه نمائيم.
حضرت رسول ٦ با اين جماعت صلح كردند، و قرار نهاده شد كه نصرانيان سالى دو هزار حله كه بهاى هر يك از حلهها چهل درهم باشد به پيغمبر بدهند، و در اين باره نوشتههائى نيز رد و بدل شد، حضرت به ابو حارثه فرمود: گويا مينگرم كه بطرف راحلهات رفتهاى تا زين بر پشت او گذارى، ليكن چون سنگينى خواب حواست را پرت كرده زين را وارونه بر پشت مركب قرار دادهاى، ابو حارثه هنگامى كه آمد بر مركب خود سوار شود مشاهده كرد زين را وارونه گذاشته است، بلافاصله گفت