رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٦٢ - در بيان جهات و فلكيات و آنچه بدان تعلق دارد
«وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ»[١][٢]. پس چون خواست كه جهان را[٣] نظامى باشد و خلايق آسوده باشند، شبى و روزى[٤] بيافريد و اين هر دو را بآفتاب حوالت كرد كه هر گاه[٥] آفتاب طلوع كند روز باشد، و هر گاه كه غروب[٦] كند شب باشد. و چون دانست كه اگر هميشه روز بودى و آفتاب غروب نكردى، هر چه برابر آفتاب بودى همه[٧] بسوختى، و هر چه نور آفتاب آنجا نرسيد تاريك بماندى و جهان[٨] خراب شدى و حيوانات[٩] و غيرهم مضطرّ شدندى بلكه نماندندى.
و اگر هميشه شب بودى، همين كه در اوّل گفتيم پديد آمدى؛ پس روز و شب را بيافريد و بدو[١٠] سال و ماه را[١١] پديد كرد، و سال را همچنان حوالت به آفتاب كرد[١٢]. چون از برج حمل روان شود و باز ببرج حمل آيد آن را سال[١٣] خوانند. و ماه را بماه حوالت كرد كه چون دورى تمام كند[١٤] از برج خود روان شود[١٥] و باز ببرج خود آيد[١٦] آن را ماه گويند[١٧].
پس از آن هفته پديد كرد، پس از هفته روز پديد كرد، و پس از روز ساعات پديد كرد و هر يكى را بيكى باز بست. و مدار روز و شب و ساعات و سال و ماه و هفته بزمان حواله كرد، و زمان را[١٨] از مقدار حركت فلك پديد كرد. و هر چيزى را چنانكه لايق او باشد بچيزى مشغول كرد و هيچ چيز را مهمل فرو نگذاشت و همه را كمر مطاوعت بر ميان بست، «وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً»[١٩].
[١] سوره ٥١( الذاريات) آيه ٤٧- ٤٨
[٢] و الارض ... الماهدون:-F
[٣] جهان را:
جهانىF
[٤] شبى و روزى: شب و روزىS
[٥] كه هر گاه: و هر گاهF
[٦] كه غروب: غروب
[٧] همه:-F
[٨] و جهان:-F
[٩] و حيوانات: حيوانF
[١٠] و بدو:-S
[١١] ماه را: ماهS
[١٢] حوالت به آفتاب كرد: به آفتاب حوالت كردS
[١٣] سال:
بدو:- سالىSP
[١٤] كند: بكندS
[١٥] روان شود:-SP
[١٦] خود آيد:- خودS
[١٧] گويند: خوانندS
[١٨] زمان را: زمانS
[١٩] سوره ١٧( الإسراء) آيه ٢٠