رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١١٦ - لوح اول در تناهى اجسام و در طرفى از آسمان و عالم و در بسائط اجسام و آنچه از آن حادث شود
لوح اوّل در تناهى اجسام و در طرفى از آسمان و عالم و در بسائط اجسام و آنچه از آن حادث شود
(٩) بدان كه ابعاد همه پايان دارند زيرا كه اگر امتدادات نامتناهى بودندى از جمله جهات، فراخى هم نامتناهى بودى زيرا كه او مستدير باشد. و آن سپرى گيريم و فرض كنيم كه شش خط از جمله جوانب او پديد آيد چنانكه او را بشش قسمت كند برابر، و بىنهايت مىروند، و هيچ شك نيست كه چندان كه خطها زيادت مىشود زوايا فراختر مىشود، و ظاهر است كه بشش قسمت ميشود جهان[١] باشد كه ميان هر دو خط از جمله خطوط ششگانه كه نامتناهى ميروند قدرى باشد غير نامتناهى و اين محال است، زيرا كه محصورات ميان دو حاصر و يا ميان هر دو خط قدرى متناهى بود، پس مجموع شش قسم متناهى بود. و حجّتهاى ديگر آوردهاند، لكن آنچه ما را افتاد.
ظاهرتر است و مسلّم.
(١٠) قاعده: و چون نهايت اجسام ثابت گشت، پس بايد كه امتدادات را غايتى باشد كه نهايت اشارت و حركت باشد و حركت و اشارت از آن حدّ و غايت درنگذرند. و ظاهر است كه حركت و اشارت بناچيز نباشد، بلكه بايد كه بجهتى افتد كه آن را بعدى و مقدارى باشد.
و آن جسم كه حدّ و غايت اشارت و حركات است نشايد كه قابل خرق
[١] جهان:( كلمه در متن فارسى تقريبا محو شده و تصحيح قياسى است، متن عربى چنين است: فظاهر انها يقسم سعة العالم بستة اقسامA (