رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣١٧ - فصل اول از قسم اول در تفضيل اين علم بر جمله علوم
از چند وجه باشد: اوّل آنست كه معلوم شريفتر بود چنانكه ترجيح زرگريست[١] بر پالانگرى كه تصرّف اين علم[٢] در زر است و تصرف اين ديگر[٣] در چوب و پشم[٤].
وجه دوّم از بهر آنكه[٥] [علمى را ادلّه قوىتر بود از علمى ديگر][٦]. وجه سوّم[٧] آنكه مهمتر باشد اشتغال در آن[٨] و فايده او بيشتر باشد[٩]، و جمله امارات ترجيح درين علم موجود است بنسبت با ديگر علوم. امّا از جهت نظر بمقصود[١٠] و معلوم[١١] ظاهر است كه درين علم مقصود و مطلوب و معلوم حقّ است- تعالى شأنه[١٢]- و ديگر موجودات را با عظمت او نسبت كردن ممكن نيست. و امّا[١٣] از جهت يافت[١٤] دليل و تاكّد[١٥] برهان مبيّن[١٦] است كه مشاهده قوىتر از استدلال باشد[١٧]، و محقّقان صناعت كلام[١٨] جايز ميدارند كه حقّ تعالى بنده را علم ضرورى[١٩] دهد بوجود[٢٠] او و صفاتش و غير آن. [پس چون اين جايز است كه بعضى را حاصل شود][٢١] شك نيست كه راجح[٢٢] باشد بر آنچه تحمّل كلفت و نظر و[٢٣] مشقّت استدلال و اقتحام مشكوك و محلّ شبهت بايد كرد. بعضى را از متصوّفه پرسيدند كه «ما الدليل على وجود الصانع؟» فقال[٢٤] «قد[٢٥] اغنى الصباح عن المصباح»، يكى ديگر گويد هم از ايشان كه «مثال[٢٦] كسى كه حقّ[٢٧] را طلب كند
[١] ترجيح زرگريست: تفضيل زرگرىT
[٢] علم:-T
[٣] و تصرف اين ديگر: و آن ديگرىT
[٤] در چوب و پشم: در پشمT
[٥] وجه دوم از بهر آنكه: دوم آنكهT
[٦] علمى را ... علمى ديگر: اين علم را ادله قوىتر از علمى ديگرستS
[٧] وجه سوم: سيمT
[٨] باشد اشتغال در آن: بود اشتغال بدانT
[٩] او بيشتر باشد: آن بيشتر بودT
[١٠] بمقصود: بمقصدT
[١١] و معلوم:-S
[١٢] تعالى شانه:-S
[١٣] و اما: اماS
[١٤] يافت:-T
[١٥] و تاكد:-T
[١٦] مبين: متعينS
[١٧] باشد:-T
[١٨] صناعت كلام:
كلامىT
[١٩] علم ضرورى: علمى ضرورىT
[٢٠] دهد بوجود: بدهد با وجودS
[٢١] پس چون ... حاصل شود: چون جايز است اين نوع بعضى كه حاصل شودS
[٢٢] كه راجح:- كهS
[٢٣] و نظرو: نظروS
[٢٤] فقال: قالS
[٢٥] قد: لقدS
[٢٦] كه مثال: مثلT
[٢٧] حق: معرفت حقT