رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٢٩٨ - فصل چهارم
باجتماع ايعاد كرده است. اگر او بيرون باشد و ما درون[١]، ملاقات ميسّر نشود و او در آشيانه[٢] ما نگنجد و هيچ طريق[٣] ديگر نيست. يكى سالخورده در ميان ايشان بود، آواز داد كه اگر وعده «يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ»[٤] راست باشد و قضيه «جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ»[٥]، «إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ»[٦] و «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ»[٧] درست آيد، طريق آنست كه چون ملك سليمان در آشيانه[٨] ما نگنجد ما نيز[٩] بترك آشيانه[١٠] بگوئيم[١١] و بنزديك او شويم[١٢]، و اگر نه ملاقات ميسّر نگردد[١٣]. جنيد را رحمة اللّه عليه پرسيدند كه تصوف چيست؟ اين[١٤] بيت بگفت:
|
[و غنى لى من القلب و غنّيت كما غنى][١٥] |
و كنّا حيث ما كانوا و كانوا حيث ما كنّا |
|
فصل چهارم[١٦]
(٥) جام گيتىنماى كيخسرو را بود. هر چه خواستى، در آنجا مطالعت كردى[١٧] [و بر كائنات مطّلع مىگشتى و بر مغيبات واقف مىشد][١٨].
گويند[١٩] آن را غلافى[٢٠] بود از اديم بر شكل مخروط ساخته[٢١]، ده بند گشاده بر آنجا[٢٢] نهاده بود[٢٣]. وقتى كه خواستى كه از مغيبات چيزى بيند، آن غلاف را
[١] و ما درون: و در اندرون اجتماعS
[٢] آشيانه: آشيانT
[٣] طريق:
طريقىS
[٤] سوره ٩( التوبه) آيه ٧٨
[٥] سوره ٣٦( يس) آيه ٣٢
[٦] سوره ٨٨( الغاشية) آيه ٢٥، و ان:- وTS
[٧] سوره ٥٤( القمر) آيه ٥٥
[٨] آشيانه: آشيانT
[٩] نيز:-T
[١٠] آشيانه: آشيانT
[١١] بگوئيم: بگويمS
[١٢] او شويم: ملك رويمT
[١٣] نگردد: نشودT
[١٤] اين: او اينT
[١٥] و غنى ...
كما غنى:-T
[١٦] چهارم:-T
[١٧] كردى: مىكردT
[١٨] و بر كائنات ...
مىشد: و بر مغيبات واقف مىشد بر كائنات مطلع مىگشتT
[١٩] گويند:-S
[٢٠] غلافى: غلامى ساختهS
[٢١] مخروط ساخته: مخروطS
[٢٢] ده بند گشاده بر آنجا: بر آنجا بند و كشاىS ، ده بند كشا بر آنجاT
[٢٣] بود:-T