رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٠٠ - هيكل پنجم
و دوام تجدّد حركات معدّ دوام اشراقاتست و دوام هر دو سلسله موجب دوام حدوث حوادثست در عالم سفلى. و اگر نه شوق افلاك و حركات ايشان بودى از خود خداى جلّ و علا، حاصل نشدى الّا قدرى متناهى و لازم آمدى انقطاع فيض حقّ تعالى زيرا كه در ذات او تغيّر نيست تا موجب تغيير فيض بود در حادثات. پس مستمرّ شد بجود سبحانه و تعالى حدوث حادثات بسبب و حدّى دائم از آن عاشقان ربّانى. و لازم شود حركات ايشان را نفع عالم ما بر[١] وجه استقلال بايجاد چيزهاى معادل.
بلكه بحركات ايشان استعداد چيزها پديد آيد، و بارى تعالى ايجاد كند آنچه لايق استعداد هر چيز است[٢] در قدر خويش. و چونكه در فاعل تجدّد و تغيّر روا نيست پس تجدّد چيزها باعتبار تجدّد استعداد قابل باشد.
و يك چيز را شايد كه اثر مختلف شود و متجدّد باختلاف حال قوابل و تجدّد آن[٣] نه باعتبار اختلاف حال فاعل.
(٢٨) و تو اعتبار كن بفرض شخصى كه از حال خود بنگردد و هيچ حركت نكند، و ليك در مقابل وى نگه دارند[٤] آئينهاى مختلف. بمقدار و صفا و كدورت در هر آئينه صورتى پديد آيد بقدر آئينه از بزرگ و كوچك و صافى و كدر از آن اين شخص مفروض. و اين اختلاف صور از اختلاف حال قوابل لازم آيد نه از اختلاف حال صاحب صورت.
سبحان آن خدائى كه اين چنين تقدير كرد[٥] و اين چنين تعديل آفريد.
ثبات را بثبات بسته كرد و حادث را با حادث بسته كرد تا خير و فيض دائم
[١] مابر: برF
[٢] چيز است: خيرى راF
[٣] آن: امىF
[٤] نگه دارند: ندارندF
[٥] كرد:+ كردF