رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٩٨ - هيكل پنجم
كه امضاى ارادت حقّ موقوف گردد بر وقتى هم چون از آن ما كه در حال ارادت خبر باشد و لكن موقوف بود بر وقتى و شرطى هم چون آمدن زيد[١] و رفتن او[٢] روز فلان زيرا كه پيش از همه ممكنات هيچ وقت شرط نيست الّا ذات حقّ. و نشايد كه او متغيّر باشد تا آنچه نخواسته باشد بخواهد يا بكند آنچه نتوانسته باشد كردن، تعالى عن ذلك. و چونكه توان گفت كه شعاع از آفتابست نه آفتاب از شعاع، و اگر چه شعاع دائمست بدوام آفتاب، عجب نبايد داشت دوام فيض حقّ تعالى. و آفتابرا چه زيانى دارد دوام شعاع يا خود ذرّات و بقاى ايشان در نور وى؟
هيكل پنجم
(٢٤) بدان كه هر حادث[٣] استدعاى سببى كند حادث، و هم چنين اين سبب براى حدوث سببى ديگر خواهد حادث. و همچنين بىنهايت برود اسباب حادث بر وجهى كه[٤] او را ابتدائى نباشد زيرا كه اگر باشد سخن در وى باز آيد كه استدعاى سببى ديگر كند، پس ابتدا نبوده باشد. و چيزى كه تجدّد وى واجب باشد حركتست و حركتى كه هرگز منقطع نشود حركت دوريست كه او مستمرّ باشد و سبب حوادث بود در عالم ما. و چونكه اوّل جلّ و علا منزّه است از تغيّر و تبدّل، اگر نه حركات افلاك بودى هرگز هيچ حادث نبودى در عالم ما.
و حركات افلاك طبيعى نيست زيرا كه حركت طبيعى چون بمقصد رسد
[١] زيد: زيرF
[٢] رفتن او: رفتنF
[٣] حادث:+ كهF
[٤] كه:-F