رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٢٠٨ - (٥) آواز پر جبرئيل
آواز پر جبرئيل بسم اللّه الرّحمن الرّحيم (١) تقديس بىنهايت حضرت قيّوميّت را[١] سزاوار است لا غير، تسبيح[٢] بىقصارا جناب كبريا را شايسته است بىشركت. سپاس باد قدّوسى را كه اوئى [هر كه او را او تواند خواند حاصل از اوئى اوست][٣] و بوده هر چه [شايد كه بود از بود او بود][٤]. و درود و آفرين بر روان[٥] خواجهاى باد كه پرتو نور[٦] طهارت او بر خافقين بتافت و شعاع شرع او را لمعان بمشارق و مغارب برسيد، و بر اصحاب و انصار او.
(٢) درين يك دو روز از كسانى كه رمد تعصّب نقص[٧] بصر و بصيرت ايشان شده است [يكى از براى كبر منصب سادات][٨] و ائمّه طريقت از سر[٩] قصور در مشايخ سوالف بيهدهاى مىگفت و در اثناء آن از بهر تقرير[١٠] تشديد انكارى[١١] را بر مصطلحات متأخّران استهزاء مىكرد، تا تمادى او در آن[١٢] بجائى رسيد كه حكايت[١٣] ايراد كرد از خواجه ابو على[١٤] فارمدى [رحمة اللّه عليه][١٥] كه او را پرسيدند كه چونست[١٦] كه كبود
[١] قيوميت را: قيوميتC
[٢] تسبيح: و تسبيحC
[٣] هر كه او را ... اوئى اوست:
هر كه او را خواند حاصل از او استT
[٤] شايد كه بود از بود او بود: در شايد بودست از بود كه نشايد نبود اوستC
[٥] روان:-T
[٦] نور:-C
[٧] نقص:+ لازمC
[٨] يكى از براى منصب سادات: يكى ازرائى نمود بر منصب ساداتC
[٩] از سر: و از سرC
[١٠] تقرير:-C
[١١] انكارى: نكير راC
[١٢] در آن:-T
[١٣] حكايت: حكايت راC
[١٤] ابو على: علىT
[١٥] رحمة اللّه عليه: رحمه اللّهC
[١٦] كه چونست:-C