رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٢١ - فصل سوم در سكينه
مبارزان [و شيهه اسبان و آواز طبل بر آيد و جنگ سخت شود][١]، و مردم اقتحام كنند و سيوف متحرّك گردد[٢]، و اگر[٣] كسى اندك مايه خاطر[٤] صافى دارد، اگر چه صاحب رياضت نباشد، ازين حال خبر يابد[٥] بشرط آنكه در آن وقت[٦] تذكّر احوال قدسى كند و ارواح گذشتگان و مشاهده كبريا و صفوف ملاء اعلى به ياد آرد. [و اگر نيز كسى بر اسب دونده بر نشيند و اسب را بتاخت برانگيزد قوى][٧] و تقدير كند كه مىرود[٨] و هيكل بجاى مىگذارد و هيبتى سخت در خود آرد[٩] و بجان مجرّد بحضرت قيّوميّت مىرود و در صف قدسيان منخرط مىگردد، و در مثل اين حال نيز اثرى بر وى پديد آيد[١٠] و اگر چه[١١] مرتاض نباشد. در اينجا اسراريست[١٢] كه در اين روزگار كم كسى بغور آن رسد[١٣]. و چون مردم را اين بروق[١٤] در آيد اثرى از آن بدماغ رسد و باشد كه هم چنان نمايد كه در دماغ[١٥] و كتف و پشت، رگى سخت قوى جستن گيرد[١٦] و نيك لذيذ باشد، و بسماع نيز استعانت كند، تمامتر بود[١٧] [و اين هنوز مقام اوّل است][١٨].
فصل سوم[١٩] در سكينه
(٨) پس چون انوار سرّ[٢٠] بغايت رسد و بتعجيل نگذرد و زمانى دراز
[١] و شيهه اسبان ... سخت شود: برخيزد و صهيل اسبان برآيد و آواز طبل و سازهاى جنگ سخت شودS
[٢] و سيوف متحرك گردد: و شمشيرها مجرد كنندS
[٣] و اگر:
اگرS
[٤] خاطر: خاطرىS
[٥] حال خبر يابد: حالت خبر داردT
[٦] در آن وقت:
ابداT
[٧] و اگر نيز كسى ... قوى: و اگر بر اسبى دونده باشد و اسب را بتاختن برانگيزاندT
[٨] ميرود و:-S
[٩] و هيبتى سخت در خود آرد:-T
[١٠] حال نيز اثرى بر وى پديد آيد: حالت نيز از اين بروق اثرى بپايدT
[١١] و اگر چه: و اگر نيزT
[١٢] اسراريست: اسرار استT
[١٣] رسد: برسدS
[١٤] بروق: مروقT
[١٥] كه در دماغ:- كهS
[١٦] رگى سخت قوى جستن گيرد: و غير آن كه رگ جستن گيردS
[١٧] تمامتر بود:
تمام شودS
[١٨] و اين ... است:-T
[١٩] سوم: سيمT
[٢٠] انوار سر: اين انوارT