رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٥٧ - در بيان جهات و فلكيات و آنچه بدان تعلق دارد
سه گز ببرند[١] و باز هر دو خط را بهم نهند تا همچنان مىروند. [اگر گويند كه هر دو خط برابر يكديگر مىروند][٢] الى ما لا يتناهى محال باشد زيرا كه يكى ناقص است، آنگه[٣] لازم آيد كه ناقص و زايد متساوى باشند. و اگر [ناقص ببرند[٤] غير زائد پس بنسبت، زائد بر ناقص متناهى است و زائد بر ناقص بقدر متناهى زيادت آيد، و هم نامتناهى كه بقدر متناهى زيادت آيد نيز متناهى باشد مثال دو خط][٥]:---- و نيز اگر دايرهاى فرض كنيم[٦] بر مثال سپرى و از آنجا [دگر بار خروج شش خط فرض كنيم][٧] الى ما لايتناهى، معلوم است كه چندان كه اين شش خط دورتر مىشود[٨] ميان خطها و انفراج ميان هر شش خط [بيش خواهد بودن از طول هر شش خط][٩]، و آن متناهى است زيرا كه محصور است ميان دو حاصر[١٠] و چون عرض كه بيش از طول است متناهى است طول نيز متناهى باشد.
مثلا دايره[١١]:
(٣٩) و بدان كه جهات موجوداند و مختلف، چنانكه گويند فلان
[١] ببرند: ببردF
[٢] اگر گويند ... مىروند:-F
[٣] آنگه:-S
[٤] ببرند: بيستندA بينندS
[٥] ناقص، ببرند ... دو خط: متساوى نيستند زائد نيست يا ناقص متناهى است و ناقص نيز متناهى باشد مثال دو خط چنينP
[٦] دايرهاى فرض كنيم: فرض كنيم دايرهS
[٧] دگر بار ... فرض كنيم: فرض كنيم دگر بار خروج شش خطS
[٨] مىشود: مىشوندS
[٩] بيش خواهد بودن ... شش خط:-F
[١٠] حاصر: خاصهF
[١١] مثلا دايره:-F ، مثال دايره برين موجب باشد.