رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٥٥ - قاعده
وجوه متغيّر نشوند[١]، و اگر نه تغيّر ايشان به تغيّر واجب الوجود انجامد. و حوادث از عقل مفارقى موجود مىشود، نه از بهر تغيّر فاعل او بلكه از بهر استعداد قوابل. و شايد كه فاعلى باشد كه او متغيّر نشود، ازو چيزى حاصل آيد بعد از آن كه نبوده باشد در قابلى، نه از بهر تغيّر او بلكه از بهر استعداد قابل كه جزو سبب آنست.
و روا باشد كه از يك فاعل آثار مختلف حاصل شود نه [از بهر اختلافى كه در حقيقت اوست][٢] بلكه از بهر اختلاف قوابل، چنانكه آفتاب كه جامه را سپيد كند و روى قصّار را سياه كند. و مفارق از جمله وجوه نشايد كه متحرّك باشد و شايد كه محرّك باشد زيرا كه او چيزى را تحريك كند به جهت عشق و تشويق چنانكه معشوق كه عاشق بدو حركت كند و او محرّك عاشق است، و اگر چه معشوق متحرّك نباشد، پس شايد كه محرّك باشد.
لوح رابع[٣] فى النّظام و القضاء و القدر و بقاء النّفوس و السعادة و الشقاوة و اللذّة و آثار النّفوس[٤] و فيه قواعد
قاعده
(٦١) بدان كه رحمت الهى چون نشايست كه بر حدّى وقوف كند
[١] متغير نشوند: و متغير نشوندI ) و العقول التى هى المجردة عن علائق الاجسام من جميع الوجوه لا يتغيرA (
[٢] نه از بهر اختلافى كه در حقيقت اوست: از بهر اختلافى كه در حقيقت اوI ) لا لاختلافهA (
[٣] لوح رابع: اللوح الرابعI
[٤] النفوس: نفوسI ) النفوسA (