رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٥١ - ٩ - رسالة فى حقيقة العشق يا مؤنس العشاق
باز گفتن تعاليم شيخ از محضر او غايب مىشود و هر چه او استاد خود را مىجويد به او دسترسى نمىيابد، تا روزى توسّط پيرى در خانقاه بار دگر به محضر شيخ راه يافته پوزش مىطلبد و اين درس را مىآموزد كه اسرار الهى را نزد نااهل- بازگو نكند. سپس بحثى درباره معالجه امراض معنوى كرده شيخ و مرشد را به پزشك امراض جسمانى تشبيه مىكند. از شيخ سؤالاتى درباره جهان و مسائل اخلاقى و عرفانى و آداب و رسوم درويشان مخصوصا سماع و رقص و دست افشاندن مىكند و پاسخهائى كه بسيارى از حقائق لطيف حكمت و تصوّف را در بردارد دريافت مىدارد.
رساله «فى حالة الطفوليّة» يك بار توسّط مرحوم دكتر مهدى بيانى (طهران، ١٣١٧) از روى نسخه كتابخانه سلطنتى انتشار يافته است.
٩- رسالة فى حقيقة العشق يا مؤنس العشّاق:
اين رساله كه از لحاظ ادبى از شاهكارهاى نثر سهروردى است و متعلق به سلسله آثارى است در عرفان به فارسى همچون «سوانح» غزّالى، «لوايح» عين القضاة همدانى و «لمعات» عراقى و «اشعّة اللمعات» جامى كه از عشق به لسان خاصّ عرفانى سخن مىگويد با آيه «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ» آغاز شده و در دوازده فصل به تفسير داستان حضرت يوسف (ع) مىپردازد. حسن و عشق و حزن به صورت اشخاص در اين داستان آمده و با تفسير سرگذشت حضرت يوسف (ع) چنانكه در قرآن كريم آمده است لطيفترين بحثهاى عرفانى درباره عشق با توجه خاصّ به آيات قرآنى و اشعار بديع انجام گرفته است و در فصل ششم شرحى تمثيلى از ساختمان جهان چنانكه شيوه سهروردى است و