رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٧٨ - فصل دهم در نبوت و معجزات و كرامات و منامات و مثل آنها
باطن سيّما[١] متخيّله نفس[٢] را مشغول مىدارد[٣]. پس چون اين[٤] شواغل كم شود، هم چنانكه بعضى را در خواب يا مصروعان و محروران[٥] را، يا نفس قوىّ باشد[٦] و منفعل نشود بشواغل حواسّ، هم[٧] چو انبيا و بعضى اوليا را كه[٨] برياضات توسّل نمايند و بتهذيب[٩] اخلاق و غير آن تا نفس ايشان تمام مناسبت بيابد با نفوس افلاك، و يا ضعف[١٠] فطرى[١١] باشد هم چون بعضى از كهنه را. و باشد كه استعانت كنند بچيزهائى كه حواسّ ظاهر و باطن را سست[١٢] كند، هم چنانكه كودكان را مشغول گردانند بنظر در چيزهائى كه چشم را خيره گرداند، هم چو آب و سواد برّاق و غير آن. و كودكان را و زنان را تخصيص كنند بدين نظر، كه ضعيف باشد عقول[١٣] ايشان. پس از[١٤] همه نفوس ايشان را خلاصى[١٥] باشد در خواب يا در بيدارى از علائق، و منتقش[١٦] گردند از نفوس فلك هم چو آيينهاى بىنقش از آيينهاى منقّش نمايد.
و چون[١٧] حجاب از ميان برخيزد، آنچه[١٨] طلب ميكند متصوّر شود ايشان را.
(٩١) و بدان كه مشاهده صور ممكن است ايشان را، زيرا كه حسّ مشترك بدانستى كه هر صورت كه درو پديد آيد بر سبيل مشاهدت ديده[١٩] شود، و تخيّل[٢٠] ازو[٢١] منفعل مىشود[٢٢]، هم چو دو آيينه از يكديگر. و متخيّله را از[٢٣] نقش افكندن در حسّ مشترك دو چيز باز مىدارد: يكى[٢٤] آنكه عقل[٢٥] متخيّله را بافكار مشغول دارد، و ديگر حسّ ظاهر كه حسّ مشترك را
[١] سيما: شماS
[٢] نفس:-SH
[٣] مىدارد: دارندSH
[٤] اين: آنSH
[٥] محروران: حمزورانF
[٦] باشد و:-F
[٧] هم: يا همH
[٨] كه: ياSF
[٩] بتهذيب: تهذيبH
[١٠] ضعف:
ضعفىSH
[١١] فطرى: نظرىSH
[١٢] باطن را سست: باطن راستF
[١٣] عقول:+ و آلاتF
[١٤] از: اينF
[١٥] خلاصى: جدائى زودترSH
[١٦] منتقش: منقسHF
[١٧] و چون: چونF
[١٨] آنچه: و آنچهSHF
[١٩] ديده: زندهH
[٢٠] و تخيل: تخيلH
[٢١] ازو: ازينSH
[٢٢] مىشود: شودSH
[٢٣] از:+ آنSH
[٢٤] يكى:+ عقلS
[٢٥] آنكه عقل: عقل كهH