رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣١٥ - رساله صفير سيمرغ
سايه كوه قاف بر او افتد بمقدار[١] هزار سال اين زمان كه «وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ»[٢][٣]، و اين هزار سال[٤] در تقويم اهل حقيقت يك صبح دم[٥] است از مشرق لاهوت اعظم.
درين مدت سيمرغى شود كه صفير او خفتگان را بيدار كند و نشيمن او در كوه قاف است. صفير او بهمه كس برسد[٦] و لكن[٧] مستمع كمتر[٨] دارد، همه باويند و بيشتر بىويند[٩][١٠].
|
با مائى و با ما نئى[١١] |
جانى از آن پيدا نئى |
|
[و بيمارانى كه در ورطه علت استسقا ودق گرفتارند][١٢] سايه او علاج[١٣] ايشانست و مرض را سود دارد. [و رنگهاى مختلف را زايل كند و اين سيمرغ پرواز كند بىجنبش و بپرد بىپر][١٤][١٥]، و نزديك شود بىقطع اما كن[١٦]. و همه[١٧] نقشها[١٨] از اوست، و او خود رنگ[١٩] ندارد، و در[٢٠] مشرق است آشيان او و مغرب از او خالى نيست[٢١]. همه بدو[٢٢] مشغولند و او از همه فارغ، همه ازو پر[٢٣] و او از همه تهى. و همه علوم از صفير اين سيمرغ[٢٤] است و ازو استخراج كردهاند و[٢٥] سازهاى عجيب مثل ارغنون و غير آن از صدا و رنّات او بيرون آوردهاند[٢٦][٢٧].
[١] بمقدار: مقدارS
[٢] سوره ٢٢( الحج) آيه ٤٦
[٣] مما تعدون:-S
[٤] سال:-T
[٥] صبحدم: صبحS
[٦] كس برسد: ميرسدT
[٧] لكن: ليكنT
[٨] كمتر:
كمT
[٩] همه باويند و بيشتر بىويند: همه با اواند و بيشتر بىاواندS
[١٠] ويند:+ چنانكه قائل گويدT
[١١] و با ما نئى: ما را نئىS
[١٢] و بيمارانى ... گرفتارند: و بيماران كه رهين علت استسقا باشند و يا گرفتار دقT
[١٣] علاج: در علاجS
[١٤] و رنگهاى ...
بىپر:-S
[١٥] بىپر:+ و رنجهائى بىمسافتS
[١٦] اماكن:-S
[١٧] و همه:
اما بدان كه همهS
[١٨] نقشها: نقشهاى ماT
[١٩] خود رنگ: لونS
[٢٠] و در: وT
[٢١] نيست: نهT
[٢٢] بدو: ازوT
[٢٣] پر: پرندS
[٢٤] اين سيمرغ. آن مرغT
[٢٥] و ازو استخراج كردهاند و:-S
[٢٦] صدا و رنات او بيرون آوردهاند: صداى آن مرغ استخراج كردهاندS
[٢٧] آوردهاند:+ چنانكه قائل گويدS