رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤٥٥ - فصل پنجم ابتدا كردن به آنچه وجود نبى ضرورى است در اين عالم
ميان خلق بگستراند اولاتر كه رسد[١]، و عنايت ازلى كه اقتضاى اين[٢] آفرينشهاى ناضرورى مىكند زيادتتر و كاملتر از آنست كه اين مصلحت بدين بزرگى فروگزارد.
(٥٤) و اكنون گوئيم كه وجود[٣] چنين شخص در اين عالم[٤] ضروريست و او را فضيلتها است و خاصيّتها[٥] كه ديگر اشخاص انسان را[٦] نباشد، و معجزات از وى صادر گردد[٧] كه ديگران از آن[٨] عاجز باشند، و او خبردهنده است از احوال غيب از نزديكى صانع[٩] واحد عالم[١٠] قادر خالق فاعل كه علم و[١١] سرّ و علانيّت او راست. و واجب[١٢] چنانست كه اين صانع را [طاعت دارند و بندگى كنند و بر آن جمله كه اين صاحب شرع نموده است. و از نزديك صانع][١٣] بواسطه فرشتهاى [كه او را «جبرئيل» خوانند و «روح القدس» گويند][١٤] خبر باز داده است كه عبادات[١٥] و ديگر احوال پيش گيرند و از آن او راد[١٦] شرعى در نگذرند[١٧] و روى بحضرت و خدمت اين[١٨] صانع آورند و چنان دانند كه اين پادشاه تقدّس[١٩] و تعالى از ضمير دل اين بنده خبر مىدارد و او بدان داناست و آگاه[٢٠]. و او را در دانستن البتّه قاصر[٢١] نگردانند[٢٢] از بهر آنكه اين قصور
[١] اولاتر كه رسد: اولاست كه برسدT
[٢] اين:-T
[٣] كه وجود:- كهH
[٤] اين عالم:- اينH
[٥] فضيلتها است و خاصيتها: فصيلتها و خاصيتها استT
[٦] اشخاص انسان را: اشخاص را آنT
[٧] و معجزات از وى صادر گردد: و معجزاتيست صادر از آنT
[٨] از آن:-H
[٩] نزديكى صانع: نزديك صانعىT
[١٠] عالم:-H
[١١] علم و:-H
[١٢] و واجب: واجبH
[١٣] طاعت دارند ... نزديك صانع:-H
[١٤] كه او را ... گويند:-H
[١٥] كه عبادات: در عباداتTH
[١٦] او راد: او درH
[١٧] در نگذرند: نگذرندT
[١٨] بحضرت و خدمت اين: خدمتT
[١٩] تقدس: تباركT
[٢٠] دانا است و آگاه: آگاه و دانا استT
[٢١] البته قاصر: حاضرT
[٢٢] نگردانند:
بگردانندT