رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٥٠ - قاعده
كند ازو شريفتر باشد، پس از واجب الوجود ممكن شريف حاصل شد، و بواسطه او ممكن خسيس موجود شد.
(٥٥) و وجود تمامتر و كاملتر از اين كه هست محال است كه باشد چنانكه در تنزيل آمد. «صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ»[١]، اشارتست بنظام محكم. آيتى ديگر گفت «ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ»[٢]، اشارتست بمناسبت محفوظ و نظام مضبوط كه هيچ دور معطّل نيست و از آثار عنايت حقّ تعالى عرى و خالى نيست. و هر چيزى بايد كه بكمالى كه لايق اوست برسد، و حقّ تعالى اگرچه فعل او بوسائط تمام مىشود الّا آنست كه فاعل مطلق و مبدع مطلق اوست، و ديگرى را رتبت ابداع نيست، و چيزهاى ديگر وسائطاند نه مبدع، و آن وسائط نيز هم بدو مىرسد.
قاعده
(٥٦) و جرمى كه حركت مستدير كند متصوّر نيست كه حركت طبيعى باشد، زيرا نشايد كه جسم حركت كند و طبع بجائى كه ملايم و لايق او نباشد، بلكه حركت بچيزى كند كه ملايم و لايق او باشد تا اگر جسم را هر چه ملايم اوست از احوال همه حاصل شد حركت نكند بطبع زيرا كه آن طبع او حركت را مرجّح[٣] نباشد و چون جسم متحرّك بمطلوب طبيعى برسد بايستد. و جسمى كه حركت او دورى
[١] سوره ٢٧( النمل) آيه ٩٠
[٢] سوره ٦٧( الملك) آيه ٣
[٣] مرجح:
مرشحI ) إذ لا ترجح بحركته من طبعهA (.