رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٦٨ - فصل سوم
و از كار بيفتادى و نه[١] چنين است، بل[٢] اتّفاق افتد كه نفس ضعيف شود بسبب عوارض خارج، چون هيأت ردّى و آنچه بدين ماند، و بعد از چهل سال[٣] و پنجاه سال[٤] كه قوى ضعيف شده باشد و[٥] بدن سست گشته، نفس قوىتر شود و ادراك او[٦] بهتر بود[٧]. و نيز اگر در آلتى بودى ادراك آلت نتوانستى كردن، زيرا كه آلت را آلتى ديگر بايستى تا[٨] بدان آلت[٩] اين آلت ادراك كردى، و آلتى[١٠] ديگر نيست و او[١١] ادراك آلت مىتواند كرد[١٢]. و نيز اگر ادراك[١٣] در آلت بودى، ادراك ذات[١٤] خود نتوانستى كردن بىآلتى[١٥] ديگر. و چون آلتى ديگر نيست و ادراك ذات[١٦] خود مىتواند كرد[١٧][١٨] از آلت مستغنى است. و نيز اگر در آلت بودى، ادراك ضعيف را پس[١٩] از ادراك قوى نتوانستى كرد[٢٠] چنانكه حواسّ كه بعد از قوى ضعيف در نيابد، چون ديده مثلا كه در آفتاب روشن نگاه كند اگر در خانه آيد تاريك بيند و ظلمانى[٢١].
فصل سوّم[٢٢]
- (٥١) اكنون بدان كه تو[٢٣] خود را گم كردهاى و نمىدانى كه چيستى، گاه ببدن حواله مىكنى و مىگوئى كه[٢٤] من اين بدنم، و گاه چون دلت صفائى مىيابد[٢٥] آن قدر مىدانى[٢٦] كه بشكّ مىافتى كه من اين بدن هستم يا نه و اين[٢٧] بدنم يا چيزى ديگر؟.
[١] و از كار بيفتادى و نه:- و از كار بيفتادىF
[٢] بل: بلكهS
[٣] چهل سال:- سالF
[٤] پنجاه سال: سالF
[٥] باشد و:+ بدين سببS
[٦] ادراك او:-S
[٧] بود:-S
[٨] تا: كهF
[٩] اين آلت: اين حالت راS
[١٠] آلتى: آلتS
[١١] او:-F
[١٢] كرد: كردنS
[١٣] اگر ادراك:- ادراكF
[١٤] ادراك ذات: ادراك ادراك ذاتF
[١٥] آلتى: آلتS
[١٦] ذات:-F
[١٧] كرد: كردنS
[١٨] كرد:+ وF
[١٩] پس: بعدS
[٢٠] كرد: كردنS
[٢١] تاريك بيند و ظلمانى: خانه را نبيند و خانه او را تاريك نمايدS
[٢٢] فصل سوم: رمز هشتمF
[٢٣] تو:-F
[٢٤] مىگوئى كه:- كهF
[٢٥] دلت صفائى مىيابد: صفاتى مىباشدF ، صفائى باشدS
[٢٦] آن قدر مىدانى: اين قدر در مىيابىS
[٢٧] و اين: يا اينF