رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣١٨ - فصل اول از قسم اول در تفضيل اين علم بر جمله علوم
بدليل هم چنان باشد[١] كه كسى بچراغ آفتابرا[٢] جويد. و محقّقان[٣] اصول مسلّم داشتهاند و اتفاق[٤] كرده كه در آخرت شايد حقّ تعالى[٥] بندگان را ادراكى آفريند در حاسه بصر، حقّ را ببينند[٦] بىواسطه[٧] دليل و برهان، و تنبيه[٨] شرط نيست پيش اهل حقّ، شايد كه بدين[٩] قواعد مثال[١٠] اين ادراك در دل[١١] ايجاد كند تا در دنيا او را ببيند بىواسطه و[١٢] حجّتى. و ازينست كه عمر- رضى اللّه عنه[١٣]- گفت «رأى قلبى ربّى»، و علىّ- كرمّ اللّه وجهه- گفت[١٤][١٥] «لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا». و در اينجا[١٦] سرّها[١٧] پوشيده است كه لايق اين موضوع[١٨] نيست. و امّا از جهت اهميّت شكى نيست كه انسان را[١٩] مهمتر از سعادت كبرى[٢٠] چيزى نيست، بلكه جمله مطالب بنسبت[٢١] با اين مختصر باشد، و اعظم وسائل معرفت[٢٢] است، پس از جمله وجود ثابت گشت كه معرفت شريفتر است از جمله علوم. و جنيد- رحمة اللّه عليه- گفت[٢٣] «اگر دانستمى كه زير آسمان علميست[٢٤] شريفتر از آنكه محقّقان معرفت در آن خوض ميكنند بجز بدان[٢٥] مشغول نبودمى[٢٦] و بأبلغ الطرق[٢٧] در تحصيل آن سعى نمودمى تا بدست آوردمى[٢٨]».
[١] باشد: استT
[٢] بچراغ آفتابرا: آفتابرا بچراغT
[٣] و محققان: و چون محققانS
[٤] و اتفاق: و اثباتT
[٥] حق تعالى: بارى عز اسمهT
[٦] ببينند: بينندT
[٧] واسطه: توسطS
[٨] و تنبيه:-T
[٩] كه بدين: بدينS
[١٠] مثال: كه مثالS
[١١] در دل:-T
[١٢] واسطه و:-T
[١٣] رضى اللّه عنه:-T
[١٤] على كرم اللّه وجهه گفت: امير المؤمنين على گفت رضى اللّه عنهماT
[١٥] على كرم اللّه وجهه مىگويدS
[١٦] در اينجا: در اين معنىT
[١٧] سرها: سرهاىT
[١٨] موضع: موضوعS
[١٩] كه انسان را:
مردمان راs
[٢٠] سعادت كبرى: سعادت ايمان(؟)t
[٢١] بنسبت: نيستs
[٢٢] معرفت:
علم معرفتT
[٢٣] رحمة اللّه عليه گفت: گفتى رضى اللّه عنهT
[٢٤] علميست:
+ اين عالمS
[٢٥] بدان: بدن آنS
[٢٦] نبودمى: بودمىS
[٢٧] بأبلغ الطرق:
بأبلغ طريقS
[٢٨] تا بدست آوردمى:-T