رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٥٩ - ١٣ - يزدان شناخت
به نفس را كليد فهم حكمت اشراقى مىداند.
باب اول مشتمل بر هفت فصل است به اين قرار: در دانستن آنكه چرا بيشتر مردم از عالم معقولات بىخبر باشند، در شناختن ادراكات، در شناختن عالم عقل و معفولات، در شناختن واجب و ممكن، در اثبات بارى تعالى، در بعضى صفات واجب الوجود، و در شناختن افعال واجب الوجود. در اين باب اركان حكمت به لسانى توأم از استدلال فلسفى و عقلى و روايات نقلى مملوّ از آيات قرآنى كه اكثرا همان آياتى است كه در آثار معروف سهروردى ديده مىشود بيان شده است. نيز نحوه بيان حكمى و عرفانى بهم آميخته و توحيد از ديدگاه هم فلسفه و هم دين و عرفان بيان شده است.
باب دوّم كه در معرفت نفس است شامل هشت فصل است كه از وجود آدمى در اين عالم آغاز شده سپس به چگونگى پيوستن نفس ناطقه انسانى به بدن انسان و معرفتهاى نفس ناطقه انسانى و اثبات اينكه نفس ناطقه انسانى جوهرى روحانى است و پديد كردن اختلاف نفوس انسانى و كيفيّت استفادت نفس انسانى از عقل فعّال مىپردازد و با دو فصل درباره شناختن معاد نفوس انسانى و شناختن احوال نفوس بعد از مفارقت از بدن كه مفصّلترين فصل اين قسمت است باب را خاتمه مىدهد.
در اين باب نيز طريق حكمت و عرفان بهم آميخته دلائل عقلى و شواهد نقلى بهم پيوند يافته و بار دگر به آياتى اشارت رفته است كه سهروردى بارها آنها را تكرار كرده است.
باب نهايى رساله داراى شش فصل است و از شناختن وجود نفس قدسى و چگونگى دريافتن معقولات توسّط نفس قدسى و چگونگى معجزات و