رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٩٢ - فصل نهم
وَ لا يَحْيى»[١]، زنده نيستند زيرا كه از نعيم جاودانه[٢] جدا ماندهاند و از هر لذّتى كه زندگان راست[٣] محروم ماندهاند[٤]. و مرده نيستند زيرا كه در عذاباند، و دردى و محنتى كه بديشان مىرسد در مىيابند[٥].
(٧٥) و چون معلوم شد كه عمل اينجا بايد[٦] كردن تا زندگى ابد يابد آن[٧] عمل بر[٨] سه قسم است: قسمى تعلّق بمعرفت نفس[٩] دارد و قسمى بمعرفت حقّ تعالى و قسمى بمعرفت فرائض و سنن[١٠] شرعى[١١] از خوردن و پوشيدن[١٢]. و اگر نه، بقاى دنياوى متصوّر نشود[١٣]، چنانكه[١٤] در هر داروئى كه طبيب بيمار را فرمايد خاصيّتى است و كم كس[١٥] باشد كه بتواند دانست[١٦] كه آن خاصيّت[١٧] چيست و چون خاسته[١٨] است، الّا طبيبى سخت فاضل، در هر كلمه كه شرع[١٩] فرموده است كه بكن يا مكن خاصيّتى است كه جز حقّ[٢٠] تعالى و پيغامبر[٢١] و علماى راسخ ندانند. و چنانكه اگر بيمار هر چه طبيب گويد كه[٢٢] مخور بخورد[٢٣] خلل بىقياس كند، مردم نيز[٢٤] اگر آنچه شرع گويد مكن بكند هم در تنشان زيان دارد و هم در جان. و همچنانكه از آن[٢٥] بيمار حسابى نتوان كردن[٢٦] كه از بيمارى خلاص يابد[٢٧]، از اين
[١] سوره ٨٧( الاعلى) آيه ٣
[٢] جاودانه: ابدS
[٣] زندگان راست: زندگان را بودS
[٤] مانده:-S
[٥] در مىيابند:+ نعوذ باللّه من حالتهمSP
[٦] بايد: مىبايدS
[٧] آن:+ آنF
[٨] بر:-S
[٩] تعلق بمعرفت نفس: بتزكيه نفس تعلقS
[١٠] و سنن:-F
[١١] شرعى:
+ و قسمتى بمعرفت كيفيت معاشS
[١٢] پوشيدن:+ استS
[١٣] متصور نشود: ميسر نشدىS
[١٤] چنانكه: و چنانكهS
[١٥] كس: كسىS
[١٦] دانست: دانستنS
[١٧] خاصيت:
+ ازS
[١٨] خاسته: خواستهFS
[١٩] شرع: شروعS
[٢٠] حق: خداىS
[٢١] پيغامبر:
پيغمبرS
[٢٢] كه:-S
[٢٣] بخورد:+ زيان دارد بلكه بمرگ انجامد و آنچه بگويد كه بخور نخورد زيان دارد وS
[٢٤] مردم نيز: مردم راS
[٢٥] آن: اينS
[٢٦] كردن: كردS
[٢٧] از بيمارى خلاص يابد: كارى تواند كردS