رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤٢٩ - فصل ششم در كيفيت استفادت نفس انسانى از عقل فعال در اكتساب صورت معقولات
بهيمى و حيوانى[١]. و اين فصل كه[٢] ياد كرديم در احوال[٣] نفس انسانى در هيچ كتابى از كتابهاى[٤] محقّقان حكما- رضى اللّه عنهم اجمعين[٥]- بدين شرح و بيان نيست[٦]، و از اين گونه ديگر نكردهاند[٧][٨]. و اين كنايتى[٩] است و خلاصهاى از احوال نفس كه گفته آمد، و سرّيست از اسرار[١٠] علم[١١] طبيعى كه ايشان پوشيده داشتهاند، و بارى تعالى داناتر است بهمه چيزها.
فصل ششم در كيفيت استفادت[١٢] نفس انسانى از عقل فعال در اكتساب صورت معقولات
(٣٠) چون نفس انسانى در ابتداى آفرينش و اتّصال[١٣] ببدن[١٤] انسانى[١٥] ساده مىباشد[١٦] و بتصوّر حقايق[١٧] معقولات منتقش[١٨] همىشود[١٩] بنقش ملكوت، گوئيم آن صورت معقولات كه در وى حاصل[٢٠] مىآيد معلول بود و معلول مناسب علّت باشد[٢١] و معلول[٢٢] جوهر است، پس علّت هم جوهر باشد[٢٣]. و هر جوهرى يا جسم است يا نفس يا عقل، و ممكن نيست كه جسم سبب[٢٤] وجود چيزى باشد، كه آن چيز نه جسم بود، و نفس خود صورت معقولات ندارد،
[١] و حيوانى: حيوانىH
[٢] كه:+ ماTM
[٣] احوال:-H
[٤] كتابهاى: كتبTSM
[٥] رضى اللّه عنهم اجمعين:-TM
[٦] بدين شرح و بيان نيست: چنين روشن نگفته استH
[٧] و از اين گونه ديگر نكردهاند:-H
[٨] ديگر: ذكرT
[٩] كتابتى:
كتابىMH
[١٠] اسرار: احوالTM
[١١] علم: عالمTM
[١٢] استفادت: استفادهM
[١٣] اتصال:+ آنS
[١٤] ببدن: ببدنىS
[١٥] انسانى:+ اولS
[١٦] مىباشد: مىشودH
[١٧] حقايق:+ وM
[١٨] منتقش: منقشH
[١٩] همىشود: مىباشدM مىگرددT
[٢٠] حاصل:-H
[٢١] علت باشد: علت بودTM
[٢٢] و معلول: معلولM
[٢٣] جوهر باشد:
جوهر استTM
[٢٤] سبب:-H