رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤١١ - فصل سوم در شناختن عالم عقل و معقولات و اشارتى بدان بر طريق كلى
[او را طرف و كرانه نتوان گرفتن چنانكه عالم][١] اجسام را، و آن عالم فرشتگان مقرّب و كرّوبيان و حملة العرش و ارواح انبياء عليهم السلام و ارواح حكما و اولياست. و اين مدركات سهگانه كه پيش ازين گفتيم چون بصر و خيال و وهم بدان عالم نرسند و ايشان اندر آن عالم تصرّف نتوانند كردن، و آنچه اندر آن عالم است در نتوانند يافتن، و اگر خواهند تا صورتهائى كه اندر آن عالم است دريابند الّا بمادّتى جسمانى در نيابند.
و آن عالم و صورتهاى آن عالم بخلاف اين عالم[٢] است بحكم[٣] آنكه آن موجودات از عالم معقولات محضاند و در وجود ملايم و مطابق اين مدركات سهگانه نيفتادهاند، و اين مدركات ايشان را ادراك نتوانند كردن الّا بقدرت و قوّت عقلى[٤]. و آن عالم بالاى عرش نيست و در اندرون اين عالم نيست و او را اعراض جسمانى نيست و قسمتپذير نيست چنانكه پس ازين ببرهان نه باقناع درست كنيم. و ايشان بر دو قسمتاند: قسمى مجرّد از مادّت و قسمى پيوند دارد بمادّت. و اگر خواهد تا در ميان موجودات و صورتهاى ايشان تميز كند الّا بذات[٥] و عليّت و معلوليّت نتواند كردن.
(٩) اين معنى آنگاه توان دانست كه در استعمال آلت حكمت كه منطق است ماهر شوند و در عالم الهى و طبيعى[٦] نظرى تمام بجاى آرند و مجاهدتى بليغ[٧] بعملهاى صالح و اخلاق پسنديده بر دست گيرند چنانكه هر روزى كه از عمر وى[٨] همىشود زيادتى در خود همىبيند در علم و عمل تا در دنيا جاى خود در عقبى بيند. خداى تعالى ما را و دوستان ما را[٩]
[١] او را ... عالم:-H
[٢] اين عالم:- عالمH
[٣] بحكم: و بحكمSH
[٤] الا بقدرت و قوت عقلى:-H
[٥] بذات: بدانH
[٦] عالم الهى و طبيعى: علم طبيعى و الهىS
[٧] مجاهدتى بليغ: مجاهدات بدنىS
[٨] وى: نوS
[٩] خداى تعالى ما را و دوستان ما را:-H