رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٩٢ - فصل اول
هيكل چهارم
هيكل چهارم[١] مشتمل است بر چند فصل:
فصل اول
(١٤) در آنچه نشايد كه دو واجب الوجود باشند در وجود زيرا كه اگر باشند بضرورت هر دو را انبازى بود در وجود وجوب، و ميان ايشان البتّه فارقى بايد. و مميّز تامّ هر يك را بود، و تامّ يكى را بود اگر هر يك را بود. پس وجود هر يك موقوف گردد برين فارق و مميّز. و هر چه وجود وى بر چيزى موقوف گردد برين فارق، چنانكه بيان كرده آمد، هر دو ممكن باشند. اگر آن فارق در يكى باشد آن يكى ممكن بود نه واجب الوجود. پس واجب الوجود يكى بايد البتّه. و چونكه معلوم باشد كه واجب الوجود يكيست و اجسام و هيآت[٢] بسيارند، پس واجب الوجود نباشند بلكه ممكن الوجود باشند. و ايشان را بضرورت مرجّحى و موجبى بايد كه ممكن نبود، كه واجب الوجود باشد[٣] بذات خويش و مستغنى بود از مرجّح. و نشايد كه واجب الوجود مركّب بود از اجزاء كه وجود وى معلول آن اجزا گردد، پس واجب الوجود نباشد. و اگر ممكن باشند نشايد زيرا كه ذات واجب الوجود مركّب بود از اجزاء ممكن، پس او نيز ممكن بود، و اين محالست.
(١٥) و بدان كه نشايد كه صفات واجب باشد بذات خويش كه اگر واجب بودندى بمحلّ حاجت نبودى ايشان را، و چون از محلّ مستغنى
[١] هيكل چهارم:-F
[٢] هيآت: هيئتF
[٣] باشد: باشندF