رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٣٥ - (١٢) بستان القلوب يا روضة القلوب
قسم بيرون نيست، چنانكه قرآن[١] از آن[٢] خبر ميدهد «أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ»[٣][٤].
آنچه خلق است عالم اجسامست و آنچه امر است عالم ارواح است[٥]. اوّل خلق را ياد كرد پس[٦] امر را، زيرا كه اوّل بدن[٧] را بيافريد آنگه[٨] جان را[٩]، چنانكه فرمود «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي»[١٠]. و مثال اين چنانست[١١] كه اگر كسى خواهد كه شمع بر افروزد اوّل فتيله از پنبه راست كند[١٢]، بعد از آن موم[١٣] بر آنجا ريزد و چون تمام شد[١٤] به آتش دارد تا برافروزد. [و من از عالم اجسام آغاز خواهم كرد][١٥] تا انجام بعالم ارواح كنم، و ابتدا بكلمهاى چند خواهم كرد[١٦]. [همچنانكه[١٧] تا كاتب را دوات و قلم و كاغذ نبود نتواند نوشتن][١٨]، خواننده اين مجموع هم[١٩] تا اين كلمه چند نيك[٢٠] بحث نكند واقف بر معانيش[٢١] نشود.
(٣) اكنون بدان كه هر كلمه[٢٢] كه شامل دو سه معنى بود كلّى خوانند، چنانكه حيوان مثلا كه[٢٣] [بر آدمى و بر مرغ و فيل و ددان و غيرهم افتد][٢٤][٢٥].
و اين[٢٦] جماعت را[٢٧] كه برشمرديم در حيوانى با يكديگر شركت است[٢٨] هم
[١] قرآن:+ عز قائلهS
[٢] از آن:-S
[٣] سوره ٧( الاعراف) آيه ٧
[٤] الامر+ تبارك اللّه رب العالمين
[٥] ارواح است: ارواحS
[٦] پس: بعد از آنS
[٧] بدن:
تنS
[٨] آنگه: بعد از آن
[٩] جان را:+ درو جاى دادS
[١٠] سوره ١٥( الحجر) آيه ٢٩، سوره ٣٨( ص) آيه ٧٢
[١١] اين چنانست: آن چنان باشدS
[١٢] كند: كند وS
[١٣] موم: روغنA
[١٤] شد: شودS
[١٥] و من ... خواهم كرد: و من آغاز از عالم اجسام خواهم كردنS
[١٦] خواهم كرد: كنمS
[١٧] همچنانكه: كهP
[١٨] همچنانكه ...
نوشتنA : چنانكه اگر كاتب را دوات و قلم نبود كتابت نتواند كردF چنانكه كاتب را تا دوات و قلم و كاغذ و دست نبود نتواند نوشتS
[١٩] اين مجموع هم: اين رسالهA
[٢٠] نيك:-F
[٢١] بر معانيش: به سر معانيشS
[٢٢] هر كلمه: لفظى چندP ، لفظى راS
[٢٣] مثلا كه: مثلاS
[٢٤] بر آدمى ... افتد: بر آدمى افتد و بر پيل و مرغ و ماهى و غيرهمS
[٢٥] افتد: افتادA
[٢٦] اين: آنS
[٢٧] جماعت را: جماعتS
[٢٨] شركت است: شريكاندS