رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٥١ - (٢١) قسم اول كه تعلق بعالم اجسام دارد
نبودى، وجود ذو[١] نموّ متصوّر نشدى. دوّم ناميه و غاذيه خدمتكار ناميه است، و آن[٢] قوّتى است كه باليدن بدو تعلّق دارد، او نسبت مقدار هر يكى در زيادت شدن[٣] چنانكه لايق است نگاه مىدارد[٤]. سوّم مولّده[٥]، و غاذيه و ناميه هر دو خدمتكاران مولّدهاند، و آن قوّتى[٦] است كه فضله از مادّه بستاند تا از[٧] آن فضله شخصى ديگر پديد آيد[٨]. و اين[٩] قوّت در بعضى نبات بيك شخص تعلّق دارد، و در بعضى بدو شخص، چنانكه درخت خرما كه تا[١٠] [از نر مادّه را گشن ندهند بار نيارد][١١][١٢]. و در حيوانات بدو شخص تعلّق دارد، فعل نر[١٣] و انفعال مادّه. و غاذيه محتاج است بقوّتى چند ديگر: اوّل جاذبه[١٤]، و آن قوّتى است كه طعام را بخود[١٥] بكشد؛ دوّم هاضمه، و آن قوّتى است كه طعام را بگواراند[١٦] و مستعدّ آن گرداند كه غاذيه در او تصرّف كند؛ سوّم ماسكه، و آن قوّتى است كه طعام را بگيرد تا هاضمه هضم كند؛ چهارم دافعه[١٧]، و آن قوّتى است كه آنچه كثيف باشد از لطيف جدا كند.
(٣٠) و بدان كه[١٨] در حيوانات چند چيز مىبينى كه در نبات نمىبينى، چون مدركى و محرّكى. و محرّكى بر[١٩] دو قسم است: قسمى را شهوانى خوانند و قسمى را عضبى. و شهوانى قوّتى است كه جذب چيزهاى ملايم كند[٢٠]، و غضبى قوّتى است كه دفع چيزهاى ناملايم كند، و مدار محرّكى[٢١] بر
[١] ذو:-F ، وS
[٢] اين: آنS
[٣] در زيادت شدن: زياده و نقصانF
[٤] مىدارد: داردS
[٥] مولده:+ استS
[٦] آن قوتى: اين قوتىS
[٧] تا از: و ازF
[٨] آيد: آردF
[٩] اين: آنS
[١٠] كه تا؛ كه اگرS
[١١] از نر ... نيارد: او را گشن ندهى بار نياردF
[١٢] نيارد: نگيردS
[١٣] نر: بنرS
[١٤] جاذبه: بجاذبهS
[١٥] بخود:-F
[١٦] بگواراند: بگدازدS
[١٧] دافعه:+ استS
[١٨] و بدان كه:
بدان كهS
[١٩] محركى بر: محركه برS
[٢٠] كند: نكندF
[٢١] محركى:
محركهS