رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٩٩ - هيكل پنجم
بماند و حركات افلاك چنين نيست، بلكه بهر نقطه كه برسد درگذرد و باز بجاى باز آيد، و جز از مطلوب خود نگذرد بطبع. پس لازم آيد كه حركات ايشان ارادى بود و لازم آيد كه زنده و دانا باشند.
(٢٥) و چونكه افلاك را بغذا و نموّ و توليد حاجت نيست، ايشان را شهوت نيست. و از آن جهت كه مزاحم و مقاوم ندارد، ايشان را غضب نباشد. و از آن جهت كه عالم سفلى بنزد ايشان قدرى ندارد، از بهر وى حركت نكنند. و چون ما خود را از شواغل بدن پاك كنيم و در كبرياى حقّ تعالى و انوار وى كه بر موجودات ريزانست در خيال آريم بيابيم در نفوس انوار لامع هم چون برق[١] خاطف كه تشريق كند نفس با عالم خويش، و از آنجا لذّتها يابيم روحانى كه در عالم شبه ندارد.
(٢٦) چونكه حال ما چنين است چه ظنّست ترا باشخاص كريم ربّانى دائم صورت، ثابت جرم، ايمن از فساد، نسبت بعد از عالم تضادّ، محرم از شواغل كه ازيشان هرگز شروق انوار ربّ الارباب منقطع نشود و امداد لطائف الهى از ايشان بريده نشود؟ از بهر آنكه مقصود و مطلوب ايشان منقطع و متصرّف نيست، حركات ايشان منقطع نيست. و ايشان را مقصودى و معشوقى هست از عالم اعلى كه او نور قاهر و سبب و مدد اوست بنور خود.
(٢٧) و واسطهاى هست ميان او و حقّ تعالى تا مشاهدات انوار جلال الهى كند، بواسطه تأثير اشراقى موجب حركتى شود و هر حركتى موجب اشراقى. پس دوام تجدّد اشراقات موجب دوام تجدّد حركاتست
[١] برق: برگF