رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٨٩ - فصل هشتم
خصومت يكديگر بدان[١] نمىپردازند كه فكرى كنند تا انصاف بدهند[٢].
و آن[٣] از دو چيز افتاده است: يكى از جهل و ديگر[٤] از دوستى جاه، و سبب اين دو چيز يك چيز است و آن[٥] شقاوت است. و شقاوت بر دو نوع است: شقاوتى است ذاتى[٦] چنانكه رسول[٧] عليه السلم فرمود كه[٨] «الشقى من شقى فى بطن امّه»، و اين شقاوت ابدى باشد چنانكه قرآن ناطق است[٩]: «مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى»[١٠]، هر كه را در ازل شقى آفريدهاند در دنيا شقى باشد و هر كه از دنيا شقى بيرون رود[١١] در آخرت شقى باشد. و شقاوتى است عرضى[١٢] و آن آنست كه در ازل سعيدش[١٣] آفريده باشند، امّا در دنيا مشغول شده است و خلق[١٤] بد كسب كرده، و آن[١٥] بر دو نوع است: يكى آن باشد كه اين كس در ميانه عمر يا در آخر عمر بيدار شود و احوال خود بازطلبد و بدفع[١٦] اخلاق بد[١٧] و عمل ناشايست[١٨] مشغول گردد [و ديگر بسر كار رفته نرود][١٩][٢٠] و از دنيا سعيد بيرون شود[٢١] و بآخرت سعيد گردد[٢٢]، چنانكه[٢٣] رسول[٢٤] عليه السلام مىفرمايد «التايب من الذنب كمن لا ذنب له». و يكى آنكه اين كس در دنيا گاه بيدار مىشود و گاه خفته[٢٥]، گاه عمل نيك كند و گاه عمل بد، امّا بهر
[١] بدان:-F
[٢] تا انصاف بدهند: يا انصافى دهندS
[٣] آن: اينS
[٤] ديگر: ديگرىS
[٥] اين: آنS
[٦] ذاتى: ارثى استS
[٧] رسول: پيغمبرS
[٨] فرمود كه: خبر مىدهدS
[٩] قرآن ناطق است: قرآن مجيد عز قائله خبر مىدهدS
[١٠] سوره ١٧( الإسراء) آيه ٧٢
[١١] بيرون رود: بدر شودS
[١٢] عرضى: عارضىS
[١٣] سعيدش: سعيدS
[١٤] خلق:+ چندS
[١٥] آن:+ كهS
[١٦] و بدفع:
در رفعS
[١٧] بد:+ باشدS
[١٨] عمل ناشايست: بعمل شايستهS
[١٩] و ديگر ... نرود:-F
[٢٠] رفته: گذشتهS
[٢١] شود: رودS
[٢٢] گردد: بودS
[٢٣] چنانكه: و چنانكهS
[٢٤] رسول: پيغمبر ماS
[٢٥] خفته:+ وS