رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٧٦ - قاعده
اشارت مىكند بمجرّدات كه خلاص يافتهاند از شبكه بدنها، «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ»[١]. اگر گويند كه چون متصوّر باشند كه بارى تعالى و مفارقات نه منفصل باشد و نه متصل باشد بعالم از دنيا گويند كه اتّصال نگويند الّا چيزهائى را كه بر ايشان انفصال متصوّر باشد، چنانكه كورى نگويند الّا بچيزى كه بصر برو متصوّر باشد چنانكه ديوار را [نه كور گويند و نه بچهكننده][٢] زيرا كه مثل اين متقابلات نگويند يكى از ايشان الّا بر چيزى كه آن ديگر بر او راست آيد. و مادام كه اتّصال بر او درست نيايد انفصال بر او درست نيايد[٣] زيرا كه اين از خواصّ اجسام است، و همچنانكه حركت و سكون صوفى چنانكه صوفى گفت «الحمد للّه لا بون و لا صلة هذا مقام لنا مشاهدة معنى معاينه.»[٤]
قاعده
(٨٣) نفوس بشرى از اصل ملكوتاند، و اگر نه شواغل بدن بودى منقّش شدى به نفوس ملكوتى. و نفوس فلكى عالماند بلوازم حركاتشان و آنچه باشد و بود چنانكه آيت بدان ناطق است، و آنست كه گفت «ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها»[٥]. آيتى ديگر: «وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ»[٦] يعنى كه
[١] سوره ٢٤( النور) آيه ٤١
[٢] نه كور گويند و نه بچهكننده: نگويد و نه بچهكنندهI ) فلا يصح ان يقال الحائط لا بصير و لا اعمى و لا انه عاقر و لا ولودA (
[٣] درست نيابد: درست نيايد ازI
[٤] الحمد للّه لا بون ... معنى معاينة( از متن عربى):
الحمد لله لا بون واصلة هذا مقام اما معنى معاينةI
[٥] سوره ٥٧( الحديد) آيه ٢٢
[٦] سوره ١٣( الرعد) آيه ٣٩