رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٢٠ - فصل دوم در آنچه اهل بدايا را ظاهر شود
«وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا»[١]. و اين لوايح همه وقتى[٢] نيايد، مدتى باشد كه[٣] منقطع مىشود. و چون رياضت بيشتر گردد بروق بسيارتر آيد تا بدان حدّ رسد كه مردم در هر چه نگرد[٤] بعضى از احوال آن عالم با ياد آرد[٥]، و ناگاه اين انوار خواطف مترادف شده، و باشد كه در عقب اين اعضا[٦] متزلزل گردد. و رسول[٧]- عليه السلام- بانتظار اين حال[٨] مىفرمايد چنانكه [از لفظ نبوى مشهور است][٩]: «انّ[١٠] لربّكم فى ايّام دهركم نفخات رحمته[١١] ألا فتعرضعوا لها.»[١٢] (٦) و مرتاض بفكر لطيف و ذكر[١٣] خالص از شوايب هواجس در وقت فترت حواس[١٤] استعانت[١٥] كند از بهر استعادت[١٦] اين حالت. و روا باشد كه كسى را كه[١٧] رياضت ندارد در بعضى اوقات اين حالت بيايد و او غافل باشد. و اگر[١٨] كسى ترصد كند در ايّام اعياد كه مردم قصد مصلّى كنند و آوازهاى[١٩] افراشته و تكبيرهاى برآمده و صيحه[٢٠] سخت در افتاده و آواز صنوج و ابواق غلبه گرفته، اگر صاحب نظرى[٢١] باشد كه طبعى[٢٢] سليم دارد و تذكّر احوال قدسى[٢٣] كند حالى ازين اثر يابد[٢٤] سخت خوش.
(٧) و هم چنين در وقت حرب كه وقت[٢٥] التقاء مردان باشد و صيحه[٢٦]
[١] سوره ١٩( مريم) آيه ٦٣
[٢] وقتى: وقتS
[٣] باشد كه:-T
[٤] نگرد:
نگاه كندT
[٥] آرد: او آيدS
[٦] اعضا:-T
[٧] رسول؛ مصطفىT
[٨] حال:
حالتT
[٩] از لفظ ... مشهور است: مشهور است از لفظ نبوىS
[١٠] ان: امنS
[١١] رحمته:-T
[١٢] اين حديث نبوى بدون كلمه رحمته در حدائق الحقائق معين الدين هر وى تصحيح دكتر سيد جعفر سجادى، طهران، ص ٧٤٣، آمده است.
[١٣] ذكر: فهمS
[١٤] حواس:-S
[١٥] استعانت: استغاثتT
[١٦] استعادت: استفادتT
[١٧] كسى را كه:- كسىT
[١٨] و اگر: اگرS
[١٩] و آوازهاى: آوازهاىS
[٢٠] صيحه: ضجهT
[٢١] نظرى: فطنىS
[٢٢] طبعى: طبعS
[٢٣] قدسى: قدسT
[٢٤] اثر يابد: اثرى بيابدT
[٢٥] وقت حرب كه وقت: حروب بوقتS
[٢٦] صيحه: ضجهS