رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٢٢٦ - (٦) عقل سرخ
[هذه رسالة موسومة بعقل سرخ للشيخ الالهى الرّبانى شهاب الدين السهروردى][١] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم[٢] (١) حمد باد ملكى را كه هر دو[٣] جهان در تصرّف اوست. بود هر كه بود از بود او بود و هستى هر كه هست از هستى اوست. بودن هر كه باشد از بودن او باشد، «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»[٤][٥].
و صلوات و تحيّات بر فرستادگان او بخلق خصوصا بر محمّد مختار كه نبوّت را ختم بدو كرد[٦] و بر صحابه و علماى دين رضوان اللّه عليهم اجمعين.
(٢) دوستى از دوستان عزيز مرا سؤال كرد كه مرغان زبان يكديگر دانند؟ گفتم بلى دانند. گفت ترا از كجا معلوم گشت؟
گفتم در ابتداى حالت چون مصوّر بحقيقت خواست كه بنيت مرا پديد كند مرا در صورت بازى آفريد، و در آن ولايت كه من بودم ديگر بازان بودند. ما با يكديگر سخن گفتيم و شنيديم و سخن يكديگر فهم مىكرديم. گفت آنگه حال بدين مقام چگونه رسيد؟ گفتم روزى صيّادان قضا و قدر دام تقدير باز گسترانيدند و دانه ارادت در آنجا تعبيه كردند
[١] هذه ... السهروردى:-M
[٢] الرحيم:+ رب تممM
[٣] كه هر دو: كه ملك هر دوM
[٤] سوره ٥٧( الحديد) آيه ٣
[٥] عليم: بصيرTM
[٦] كرد: كردندT