رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٠١ - فصل ششم
يكى از بزرگان مىگويد «اقطع عن العلائق و جرّد من العوائق حتى تشهد رب الخلائق». گفت چون[١] چنان كرديم[٢] و شرائط[٣] تمام بجاى آورديم[٤] «أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ» و قيل «الحمد للّه ربّ العالمين سلام على تلك المعاهد انّها شريعة وردى و مهبّ شمالى».
فصل ششم
(١٠) وقتى خفّاشى چند[٥] را با حربا خصومت افتاد و مكاوحت ميان ايشان سخت گشت. مشاجره از حدّ بدر رفت، خفافيش اتّفاق كردند كه چون غسق شب در مقعّر فلك مستطير شود در پيش ستارگان[٦] در حظيره افول هوى كند، ايشان جمع شوند و قصد حربا كنند و بر سبيل حراب حربا را اسير گردانند، بمراد دل سياستى بر وى[٧] برانند و بر حسب مشيّت[٨] انتقامى بكشند. چون وقت فرصت بآخر رسيد بدر آمدند و حرباى مسكين را بتعاون و تعاضد يكديگر در كاشانه ادبار خود كشيدند و آن شب محبوس بداشتند. بامداد[٩] گفتند اين حربا را طريق تعذيب چيست؟
همه اتّفاق كردند بر قتل او، پس تدبير[١٠] كردند با يكديگر بر كيفيّت قتل[١١]. رأيشان بر آن قرار گرفت كه هيچ تعذيب بتر از مشاهدت[١٢] آفتاب نيست، البتّه هيچ عذابى بتر[١٣] از مجاوره[١٤] خورشيد ندانستند، قياس بر حال
[١] چون:-T
[٢] كرديم: كردمT
[٣] و شرائط: چون شرائطT
[٤] آورديم:
آورده شدT
[٥] چند:-S
[٦] ستارگان: سيگارگانS
[٧] بر وى:-S
[٨] مشيت:-S
[٩] بامداد: بامداد راS
[١٠] تدبير: مشاورتT
[١١] بر كيفيت قتل: در كيفيتS
[١٢] مشاهدت: مشاهدهS
[١٣] بتر: صعبترT
[١٤] مجاورت: مجاورهS