رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣١٠ - فصل يازدهم
فصل دهم[١][٢]
(١٦) كسى كه ساكن خانهاى باشد، [اگر در جهتست خانه او در جهتست، نيز لازم آيد بر طريق نفى برين وجه][٣]، «فرغ لى بيتا انا عند المنكسرة قلوبهم.»[٤] خداى تعالى[٥] منزّهست از مكان وجهت[٦] و هم معطل از[٧] خطاست، «على قدر اهل العزم تأتى العزائم.» در خانه[٨] بكدخداى ماند همه چيز، [ «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»[٩]، هرگز خانه و كدخدا يكى نشود][١٠].
فصل يازدهم[١١]
(١٧) هر چه مانع[١٢] خيرست بدست و هر چه حجاب راهست كفر مردانست، راضى شدن از نفس بدان چه[١٣] او را دست دهد، و با او ساختن در طريق[١٤] سلوك عجز است و بخود شاد بودن[١٥] تبه است، و اگر نيز بهر حقّ باشد بكلى روى بحقّ آوردن خلاص است.
[١] دهم:-T
[٢] فصل: فصل ملك كيهان را چون آئينهاى بود كه حليت او در آنجا ظاهر شود اگر نيز نور نباشد در خور و ملك باشد، پس شايد كه آئينه ملك در محله ملك نباشدT
[٣] اگر در جهتست ... برين وجه: اگر خانه در جهتست او نه در جهت باشد پس نفى جهت لازم آيد برين طريق يا داودT
[٤] اين مأثوره در كتب معتبر موجود نيست
[٥] خداى تعالى: خداs
[٦] وجهت: و از جهتt
[٧] مبطل از: مبطلانS
[٨] در خانه: از خانهS
[٩] سوره ٤٢( الشورى) آيه ٩
[١٠] ليس ...
يكى نشود:-T
[١١] يازدهم:-T
[١٢] مانع: نافعS
[١٣] بدان چه: بآنچهS
[١٤] در طريق:- دوT
[١٥] شاد بودن: شاد شدنT