رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤٥٦ - فصل پنجم ابتدا كردن به آنچه وجود نبى ضرورى است در اين عالم
در علم ماست و در علم او نيست[١] بحكم آنكه آفريننده اسباب و مسبّبات اوست، و چون حال بر اين جمله بود، بر اسباب[٢] واقف باشد، پس بر حال مسبّبات[٣] لايقتر و اولاتر[٤] كه واقفتر باشد[٥]. و قصور علم ما بسبب آنست كه ما در وجود نمىنگريم[٦] [تا از وجود مسبّبات بسبب رويم][٧]، و علم او بخلاف اينست كه اسباب و[٨] مسبّبات را وجود خود از اوست. پس ازين سبب ما عاجز و متحيّريم[٩] بقياس با علم او، [و كمال بر حقيقت بدين برهان او راست. و بهترين موجودات اين عالم بسبب دانش و مشابهت بمقرّبان و فريشتگان آدمى داناست][١٠] و بهترين دانايان پيغمبراناند[١١] و بهترين پيغامبران[١٢] پيغامبران[١٣] مرسلاند و بهترين ايشان اولو العزماند، آنها كه شريعت ايشان عامّ[١٤] ببسيط زمين برسيدست[١٥] و بهترين أولو العزم پيغامبر[١٦] ماست، سيّد ولد آدم[١٧]- صلوات اللّه عليه و سلامه[١٨]-، و از بهر اين[١٩] خاتم النبيّين است، و اين مختصر[٢٠] بيش از اين[٢١] احتمال نكند سخن گفتن در نبوت[٢٢].
[١] عالم ماست و در علم او نيست: عالم ماست و در عالم او نيستH ، كه در عالم ما است در علم او نيستT
[٢] حال بر اين جمله بود بر اسباب: بر حال اسبابT
[٣] مسببات: مسبباتىH
[٤] لايقتر و اولاتر: لا يقتر اولاترH اولاترT
[٥] باشد: بودT
[٦] نمىنگريم: نمىگرديمH ، نگرديمT
[٧] تا از وجود ... رويم: تا از وجود اسباب بدست آريمH
[٨] كه اسباب و:-T
[٩] متحيريم: بىخبريمT
[١٠] و كمال ... آدمى داناست:-T
[١١] پيغامبران: پيغمبرانT
[١٢] پيغامبران: پيغمبرانT
[١٣] پيغامبران:
پيغمبرانT
[١٤] عام:-T
[١٥] برسيدست: رسانيدهاندS ، رسيدستT
[١٦] پيغامبر:
پيغمبرT
[١٧] سيد ولد آدم:T
[١٨] صلوات اللّه و عليه و سلامه: صلوات اللّه و سلامه عليهT
[١٩] و از بهر اين: و سيد رسل وT
[٢٠] و اين مختصر: تا اين بيشT
[٢١] از اين:-T
[٢٢] سخن گفتن در نبوت: درين مختصر سخن گفتن در نبوات و الحمد للّه رب العالمينT