رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٠٢ - هيكل پنجم
ديگر نيست. و نمىداند كه اگر بجز ازين كه هست واقع بودى شرهاى بسيار لازم شدى. و نظام عالم اختلال[١] پذيرفتى بر وجهى كه هست، نسبت نداشتى با اين، اختلال متوهّم او. و نظامى كه بالاى وى هيچ نظام نبود نظام واقع است. امّا عالمى كه عاهات و بليّات بدو راه نيابد عالمى ديگرست كه بازگشت جانهاى پاك و حرم ايشانست. و عاليان پاك مستغنىاند از دريدن پردهها[٢] و ربودن شيرخواره از دامن مادر مهربان و يتيم گردانيدن اطفال بىگناه بميرانيدن پدران و رنجانيدن جانوران و نصب كردن علم كافران و مرفّه داشتن جاهلان و معذّب داشتن عالمان، زيرا كه مشاهدت حال و استشراق انوار ايشان را مشغول كرده است از همه چيزها. و وقايع اين عالم حركات ايشانست لزوم ضرورى كه اگر تقدير عدد ايشان كنند بوضعى كه سود دارد اهل [زيرا را، عالم][٣] ديگر را زيان رسد. فكيف كه حركات ايشان از بهر عالم زيرين باشد بلكه از بهر پرتو نور قيّومى و اشعه الهى كه چندان هست. و سلطان قهّار بر ذوات ايشان آمده است كه ممكن نبود كه نظر كنند با ذوات خود تا بديگرى چه رسد. و اين ذوات پاك عالمند بهر جلىّ و خفىّ، پس هيچ چيز ازيشان و علم بارى[٤] ايشان خالى نبود.
(٣١) و دليل بر ثبات اجرام سماوى و آنچه ايشان مركّب نيستند از عناصر و فساد بديشان راه نيابد آنست كه گفته آمد از [وجوب][٥] دوام حركات ايشان، كه اگر مركّب بودندى متحلّل شدندى، حركات نماندى، پس ايشان بهيچ گونه عنصرى نيستند. و چون جرم[٦] گرم و سبك
[١] اختلال: اختلافF
[٢] پردهها: پردهاF
[٣] زير را عالم: زير را و عالمI
[٤] بارى: آثارىF -) باريهاA (
[٥] از وجوب: كه ازF
[٦] جرم گرم:
جرم و گرمF