رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٧٤ - فصل پنجم
پاك خود كردى، گفتى «كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين»، و چون اشارت ببدن خود[١] كردى، گفتى «أنا امراة تأكل[٢] القديد فى الجاهليّة[٣]».
(٥٧) و بدان كه عالم جسمانى ضدّ عالم روحانى است، چنانكه دنيا ضدّ آخرت است. و بدان كه درنگ ما در اين عالم اندكى خواهد بودن و ما را اينجا نخواهند گذاشتن[٤]. و همچنانكه آمدن ما باختيار[٥] نبود، رفتن[٦] هم[٧] باختيار نخواهد بودن[٨]. [و بدان كه اين متاعى[٩] كه اينجا مىخيزد[١٠] لايق آنجا نيست][١١] و آن عالم را متاعى است خاصّ، و آنچه از اين عالم خيزد[١٢] هم اينجا[١٣] خرج مىتوان كردن[١٤]، امّا اين عالم يك خاصيّت دارد كه متاع نيم كاران[١٥] آن عالم[١٦] اينجا تمام كنند.
فصل پنجم[١٧]
(٥٨) بدان كه شناخت حقّ تعالى[١٨] موقوف است بر شناخت[١٩] نفس خود چنانكه مصطفى عليه السلام[٢٠] مىفرمايد. «من عرف نفسه فقد عرف ربه»[٢١].
و با يزيد رضى اللّه عنه[٢٢] حكايت مىكند از حقّ تعالى[٢٣] كه مرا گفت «سافروا من أنفسكم[٢٤] تجدونا فى اوّل قدم» و سفر از نفس[٢٥] آنگه[٢٦] توان
[١] ببدن خود: با بدنS
[٢] تأكل: كانت تأكلS
[٣] فى الجاهلية:-S
[٤] گذاشتن:
گذاشتS
[٥] باختيار:+ ماS
[٦] رفتن:+ ماS
[٧] هم: نيزS
[٨] بودن: بودS
[٩] اين متاعى:- اينS
[١٠] مىخيزد: مىخزندS
[١١] و بدان كه ... آنجا نيست:-F
[١٢] خيزد:
+ و هم در اين عالم خيزدS
[١٣] اينجا: در اين عالمS
[١٤] خرج مىتوان كردن: توان خرج كردF
[١٥] نيمكاران: همه كارهS نيم كارP
[١٦] آن عالم: آن عالم راS
[١٧] پنجم:-F
[١٨] حق تعالى: خداى عز و جل و علاS
[١٩] برشناخت: بشناختنS
[٢٠] مصطفى عليه السلام: حضرت ولايت پناه امير المؤمنين على صلوات اللّه عليه و آلهS ، پيغامبرP
[٢١] اين حديث معروف در شرح نهج البلاغة، قاهره، ١٢٧٦، جلد چهارم، ص ٥٤٧، آمده است
[٢٢] رضى اللّه عنه: رحمة اللّهS
[٢٣] از حق تعالى: كه حق تعالىS
[٢٤] من انفسكم: عن انفسكمS
[٢٥] از نفس: نفسF
[٢٦] آنگه: آنگاهS