رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٧٣ - فصل چهارم
جهت است: يك جهت تعلّق بعالم روحانى دارد كه[١] از آنجا اقتباس علوم[٢] و فوايد كند و آن را قوّت علمى و نظرى خوانند، و يك جهت بعالم جسمانى تعلّق[٣] دارد كه از آنجا[٤] كمال حاصل كند، و آن را قوّت عملى خوانند، و بدان جهت تصرّف مىكند در بدن. و هر گاه[٥] كه نفس قاهر بدن شود[٦]، قواى[٧] ظاهر و باطن مطيع او گردند[٨]، او را [قرب بعالم خويش[٩] بيشتر باشد][١٠] [و باستكمال نزديكتر باشد و او را «نفس][١١] مطمئنّه» و «كلمه طيّبه»[١٢] خوانند. و هر گاه كه بدن قاهر او[١٣] شود، ضعيف گردد[١٤] و منكوس، او را «لوّامه» و «امّاره»[١٥] خوانند.
(٥٦) و بدان كه در هر وقتى اقتضاى نامى كند، و بزرگان از انبياء و اولياء[١٦] هر سخن كه گفتهاند چنان گفتهاند كه حال را در خور[١٧] بوده است[١٨]. و رسول[١٩] ما عليه السلام[٢٠] وقت[٢١] بودى كه چون بظاهر ديگران نظر كردى و باطن خود ديدى گفتى «من از شما نيستم[٢٢]، شما چيزى ديگريد، و من چيزى ديگر، لست كأحد منكم»[٢٣]. و وقت بودى كه در ظاهر خود و ظاهر ديگران نگاه كردى، گفتى[٢٤] «من همچو شماام، انّما أنا[٢٥] بشر مثلكم»[٢٦]. و چون اشارت بروح
[١] كه: وS
[٢] علوم: عوايدS
[٣] تعلق:-F
[٤] آنجا:+ سببS
[٥] هر گاه: هر كراS
[٦] شود: باشدS
[٧] قواى: و قوىF
[٨] مطيع او گردند: مطيع شود او راS
[٩] خويش:-F
[١٠] قرب ...
باشد: و تقرب عالم خود بيشتر باشدS
[١١] و باستكمال ... نفس:-F
[١٢] نفس مطمئنة و كلمه طيبه: كلمه طيبة و نفس مطمئنهSP
[١٣] قاهر او: او قاهرS
[١٤] گردد:-S
[١٥] لوامه و اماره: اماره و لوامهS
[١٦] انبياء و اولياء: اولياء و انبياءS
[١٧] در خور:
درشF در آنS
[١٨] است: اندSF
[١٩] رسول: پيغمبرS
[٢٠] عليه السلام: صلوات اللّه عليهS
[٢١] وقت: وقتىS
[٢٢] نيستم: نيمF
[٢٣] كاحد منكم: كاحدكمSF ، حديث در مسند الدارمى، باب ٢١ از كتاب اطعمه آمده است
[٢٤] گفتى: و گفتىS
[٢٥] انما انا: اناF
[٢٦] حديث در صحيح بخارى، باب دهم از كتاب حيل و سنن ابو داود، باب ٩٣ از كتاب طهارت آمده است.