رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٢٦٢ - (٨) فى حالة الطفولية
مىانديشم كه چون بدين زودى رنج فراموش كردى، اين همه عذاب فراموش كردمى، و مدّتى ديگر رنج كهنتر شدى، هيچ بر خاطر نماندى.
و در مال خود سود وافر ديدمى از حرص دنيا، مبادا كه باز در كشتى نشستمى و همان محنت پيش آمدى و اين بار هلاك بودى. جان بهتر است از مال، مال ترك كردم تا چون مرا هيچ نماند بكشتى نبايد نشستن و تجارت نبايد كردن كه تجارت بمال كنند، بهر صفت نانى بدست آيد كه قوتى سازم. نانى با عافيت بهتر از گنج و پادشاهى.
(١٣) شيخ مىگفت او بحقيقت راه مىبرد، كس اين يقين دارد تواند بودن كه راه بجائى برد، هر كه در عالم چيزى يافت در اين عالم از بند چيزى برخيزد. اگر كسى بخواب بيند كه وى را چيزى زيادت آمد معبّر گويد چيزى كم شود، و اگر بيند كه چيزى كم شد معبّر گويد چيزى زيادت شود، و بسيار چيزها برين قياس. اكنون اين اصلى محكم است زيرا آنكه خواب مىبيند جانست و جان در آن عالم بيند، پس هر چه آنجا كم شود اينجا زيادت شود. همچنان كه كسى بيند كه فرزندى زيادت آمد كسى بميرد، يا بيند كه كسى بمرد فرزندى زيادت شود. و اگر بتعبير بيند كه فلان كس مرد عمرش زيادت مانده باشد زيرا كه هنوز از آنجا بدين جا مىآيد و اين روشن است.
اكنون هر كه در دنيا چيزى بسبب آخرت از سر حقيقت ترك كند در آن عالم چيزى يابد. و اين در زمانى تواند دانستن كه كسى را حالت پديد آيد، هر چه بنزد خويش بيند بيندازد زيرا كه اين حال